یاد رفيق محمد حسين کریمی از
بنيانگذاران
کومه له را گرامی می داریم
یاد رفيق محمد حسين کریمی چهره
آشنای جنبش کمونيستی ایران و یکی
از
بنيانگذاران کومه له و همه
کمونيستهای که در چند دهه اخير در
ميدانهای
مختلف نبرد طبقاتی جان باخته اند
را گرامی ميداریم.
رفيق محمد حسين کریمی یار و همرزم
خستگی ناپذیر توده های کارگر و
زحمتکش، یکی از انقلابيون
کمونيستی بود که در سال 1348 در
بنيانگذاری
تشکيلات کومه له نقش فعالی
داشت. تشکيلاتی که در 26 بهمن سال
1357 یعنی
در روز جانباختن او با نام کومه
له اعلام موجودیت کرد.
رفيق محمد حسين کریمی، سال 1327
شمسی در یک خانواده تهيدست شهر
سقز چشم به جهان گشود. در
ميان فقر و تهيدستی خانواده و با
پشتکاری قابل
تحسين تحصيلات ابتدائی و
متوسطه را در شهر سقز به پایان
رساند و در سال
1346 وارد دانشکده کشاورزی
کرج شد. رفيق محمد حسين از همان
اوائل
جوانی با مسائل سياسی آشنا شد، و
با کينه عميق نسبت به بی
عدالتيهای
طبقاتی پرورش یافت. کينه او نسبت
به رژیم و سرمایه داری از
واقعيتهائی
منشاء می گرفت که خود در قلب آن
بزرگ شده و درد و رنج ناشی از
مصيبتهایش را با گوشت و
پوست خود لمس کرده بود. در دوره
دانشجوئی با
محافل مارکسيستی آشنائی
پيدا کرد و بزودی به یک مارکسيست
وفادار به
آرمان رهائی کارگران و فعال در
جنبش این طبقه تبدیل گشت، و از آن
پس هميشه
و در همه حال و تا آخرین لحظات
زندگی پر از مبارزه وفداکاری اش
یکی از
خستگی ناپذیرترین ميارزان راه
رهائی محرومان وستمدیدگان، و یکی
از
مبارزان ثابت قدم راه سوسياليسم و
کمونيسم بود.
رفيق محمد حسين در پائيز سال 1348
همراه با شمار دیگری از رفقایش
کومه له
را
بنيانگذاری کردند. در سال 1349
دستگير و در زندان قزل قلعه،
زندانی شد،
اما لب رازدارش را نگشود و
بعداز 40 روز از زندان آزاد
گردید.
رفيق محمد حسين، در خرداد ماه
1350 دوره دانشکده را بپایان
رساند و بدنبال 2
ماه تدریس درس طبيعی در
دبيرستان شاپور شهر سقز، بعنوان
سپاهی ترویج
راهی مهاباد شد. سفر به
روستاهای منطقه و برقراری ارتباط
با دهقانان فقير
بستر و زمينه مناسبی برای
ایجاد رابطه نزدیک با زحمتکشان را
برایش فراهم
آورد. در همين حال زندگی
ساده و مردمی و رابطه صميمانه اش
با زحمتکشان
خاطره های بياد ماندنی از
او را در دل زحمتکشان این منطقه
برجای گذاشته
است. دهقانان تهيدست منطقه
"شارویران"،" محال" و "منگور" در
منطقه مهاباد
خاطراتی بياد ماندنی از او
در اذهان دارند.
بعداز پایان دوره سپاهی، مدتی را
در جاده بوکان – مياندوآب بعنوان
کارگر جاده
سازی به کار مشغول شد.
خصوصيات انقلابی اش خيلی زود او
را محبوب جمع
کارگران ساخت. دراعتصابی
که بعنوان اعتراض عليه مسئولان
شرکت انجام
گرفت بعنوان نماینده
انتخاب شد. خود او در بخشی از
یادداشتهایش در باره این
دوره چنين می نویسد :
"… کارما شکستن وخرد کردن سنگهای
بزرگ و تبدیل آن به ماکادام
بوسيله پتک بود. کارگران
بصورت گروههای دو تا شش نفری در
یک معدن
کار می کردند. معدنها کنار همدیگر
بودند. از همان روز اول
دستهایم تاول زده و زخمی
شده بود، و روز بعد محکم گرفتن
چکش و
کوبيدن آن بر روی سنگ درد شدیدی
ایجاد می کرد. با ترس و عاجزانه
چکش را به سنگ ميکوبيدم.
عملا" دیدم عجز و ترس باعث می شود
نتوانم بکارم ادامه دهم.
درد تاولها و زخمها برایم طاقت
فرسا می
شدند. تنها راه چاره در این بود
که دندان روی جگر گذاشته و با ترس
و
ضعف مبارزه کنم . روز اول چندین
بار نسبت به ادامه کار متزلزل شدم
ولی بالاخره با تقویت
روحيه روز را به آخر رساندم. اما
با همه اینها تنها
سه روز توانستم کار معدن
را تحمل کنم و خودم را به قسمت
دیگری
منتقل کردم ..."
در ادامه فعاليتهای سياسی –
تشکيلاتی اش مدتی قبل از قيام سال
57 با شغل
بنائی و با نام استاد صالح در
منطقه سردشت فعاليت می کرد و به
تبليغ و
سازماندهی در ميان زحمتکشان می
پرداخت.
استاد صالح بخاطر خصوصيات انقلابی
و انساندوستانه اش بزودی در ميان
مردم
زحمتکش این منطقه نيز محبویت
فراوانی پيدا کرد. با اعتمادی که
خوش
نشينان و دهقانان تهيدست به او
پيدا کرده بودند، در تمام مسائل
زندگی با او
مشورت می کردند. بعدها
وقتی که رفيق محمد حسين جانباخت،
و خبر
جانباختنش به گوش زحمتکشان منطقه
سردشت رسيد،پير و جوان، زن و مرد
و نوجوان
در غم از دست دادنش درماتم فرو
رفتند و اشک ریختند. با اینکه
بعداز
جانباختنش در یافته بودند که نام
واقعی او محمد حسين و مهندس
کشاورزی
بوده است ، ولی با اینحال تا
سالها از او بنام استاد صالح یاد
می کردند. رفيق
محمد حسين پائيز سال 57 در
گرما گرم مبارزات مردم ایران عليه
رژیم شاه در
منطقه شرکتهای سهامی زراعی
مهاباد در "شارویران" با استفاده
از روابط
صميمانه ای که با زحمتکشان داشت
آنها را در جهت هم آهنگ کردن
مبارزاتشان سازمان داد و
در نوشتن اطلاعيه های مبارزاتی
آنان دخالت ميکرد.
خصوصيات بارز رفيق محمد حسين
کریمی،برقراری پيوند عميق او با
کارگران و
زحمتکشان، عشق آتشين اش به طبقه
کارگر و آگاه شدن این طبقه، و
برای
رسيدن به این مقصود از هر وسيله
ای برای برقراری تماس هرچه بيشتر
با آنان و
تبليغ آرمان کمونيسم در ميانشان
استفاده می کرد. از دیگر خصوصيات
برجسته و
انقلابی او، کاردانی و اعتماد به
نفس و ایمان به اینکه کارگران و
زحمتکشان
تنها به نيروی خود آزاد می گردند،
بود. پيوند نزدیک و رفيقانه اش با
توده های
کارگر و زحمتکش او را به چهره ای
آشنا در ميان توده های مردم تبدیل
کرده بود،
بنحوی که در جریان مبارزات
شکوهمند توده های مردم ایران بر
عليه رژیم
سلطنتی به یکی از فعالين با نفوذ
این جنبش در شهر و روستاهای
کردستان
تبدیل شده بود، و در رهبری
مبارزات توده ای در جریان انقلاب
57 بر عليه رژیم
شاه نقش ارزنده ای ایفاء
نمود.
سرانجام رفيق محمد حسين کریمی در
روز بيست و سوم بهمن ماه در
حاليکه در
پيشاپيش صفوف توده های مردم برای
تسخير شهربانی سقز حرکت می
کرد، سينه مالامال از عشق
و ایمانش به سوسياليسم آماج گلوله
مزدوران
سرمایه قرار گرفت، و پس از 3 روز
جدال سرسختانه با مرگ، در روز 26
بهمن ماه
سال 57 در حاليکه جوانان انقلابی
و پر شور نگهبانی از او را در
بيمارستان بعهده
داشتند، و توده های مردم
سقز با نگرانی وضعيت او را به
اميد بهبودی زیر نظر
داشتند،چشم از جهان فروبست
و به کاروان جانباختگان راه آزادی
و
سوسياليسم پيوست.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
|