گرامی باد یاد رفیق کمونیست علی
خیرخواه
رفيق
علی خیرخواه در یک خانواده زحمتکش
حاشیه نشین شهر لنگرود دیده به
جهان گشود، نمونه از صلابت و
ایمان استوار و پایداری روی
پرنسیب های کمونیستی در پائیز
توحش و تردید سال 60 بود.
خود او در وصیت نامه اش نوشته
بود: "مرا بدلیل دفاع از شرافت
کارگریم شکنجه کردند، مرا بزودی
به پای جوخه اعدام هم خواهند برد
ولی من مرگ را به ننگ خیانت به
طبقه ام ترجیح میدهم". رفيق
علی استوار و سرافراز مرگ باشکوه
را بر ننگ تسلیم به ددمنشان
سرمایه ترجیح داد.
رفيق علی از دوستان نزدیک و همرزم
رفقای جانباخته، بهروز بابائی و
جلیل جواهری بود. در سال 1355 در
حالیکه هنوز بیش از 17 سال نداشت،
خواندن کتابهای ممنوعه سیاسی را
شروع کرده بود و به دیگران میداد
تا بخوانند. فقر و بدبختی و بی
عدالتی های اجتماعی، مشرف او بود
تا با جدیت بیشتر به این مطالعات
بعد وسیعتری دهد. مبارزه متشکل را
در همین دوره آغاز کرد و بهمراه
عده ای از هم کلاسی هایش، در
اواخر سال1356 با تشکیل یک هسته
مخفی، اعلامیه نویسی و شعار نویسی
علیه رژیم شاه و پخش کتابهای
سیاسی را آغاز کرد.
در جنبش انقلابی مردم لنگرود علیه
رژیم شاه، این هسته نقش فعال و
برجسته ای داشت و به همین سبب هر
روز بر ابعاد تشکیلاتی آن افزوده
میشد و پس از قیام با نام "گروه
آرمان طبقه کارگر" به فعالیت های
خود گسترش بیشتری بخشید. رفیق علی
مدت کوتاهی پس از فعالیت در این
گروه، به جریانی پیوست که بعدا
حزب کمونیست ایران را تشکیل داد و
بخشی از هواداران این جریان را در
منطقه شمالی متشکل ساخت. او در
بهار سال 1360 به تهران رفت و با
دیگر رفقایش ، "هسته مبارزین
کمونیست" هوادار اتحاد مبارزان
کمونیست را بمنظور جلب و متشکل
ساختن تعداد هرچه بیشتری از
همرزمانش به صف انقلاب و ادامه آن
بوجود آورد. در جریان این فعالیت
ها بود که در اواخر تابستان سال60
همراه دو تن دیگر از یارانش توسط
مزدوران ج.ا دستگیر و دو ماه بعد
به جوخه اعدام سپرده شدند.
او و یارانش، در طول مدت زندانی
بودنشان، پایداری و استقامت بی
نظیری بخرج داده و همه شکنجه ها و
ضرب و شتم ها را بجان خریدند و
لبان رازدارشان را نگشودند.
سرانجام رفیق علی خیرخواه در
پائیز سال 1360 به دست جلادان جهل
و سرمایه جمهوری اسلامی اعدام
گردید.
یادش گرامی باد.
|