|
به
یاد انقلابی کمونیست رفیق حبیب
الله الطف الهی
در روز 23 شهریور ماه 1360
مزدوران جمهوری اسلامی در شهر
بانه یکی دیگر ار رفقای رزمنده
کومه له رفیق حبیب الله لطف الهی
را پس از 18 روز شکنجه وحشیانه در
حالیکه از واداشتن وی به افشای
اسرار تشکیلاتی درمانده و مایوس
شده بودند به جوخه اعدام سپردند.
رفیق حبیب الله در سال 1333 در
خانواده ای زحمتکش در شهر سنندج
متولد شد. تحصیلات خود را تا سال
آخر دبیرستان در شهر سنندج گذراند
و در طول سالهای تحصیل جهت تامین
مخارج تحصیل خود و کمک به معیشت
خانواده اش به کار نیر می پرداخت.
وی سال آخر تحصیل دبیرستان را در
تبریز نزد دائی جانباخته خود دکتر
فتح الله لطف الله نژادیان گذراند
و بدلیل نزدیکی زیاد به این رفیق
انقلابی بیش از پیش به آگاهی
انقلابی دست یافت و به مبارزه
سیاسی علاقمند گردید.
دوران سربازی رفیق حبیب الله با
اعزام ارتش و پاسداران جمهوري
اسلامي برای سرکوب انقلابیون ظفار
مصادف بود و از طرف لشکر 28 سنندج
وی نیز به ظفار ماموریت یافت، اما
او با درک ماهیت ضد انقلابی ارتش
ایران در سرکوب جنبش انقلابی
ظفار، آگاهانه و با تحمل
گرفتاریهای زیادی در برابر این
ماموریت مقاومت کرده و سرانجام از
اجرای آن سرپیچی نمود.
پس از اتمام سربازی رفیق حبیب
الله در دانشسرای راهنمائی سنندج
به تحصیل ادامه داد و در بر
انگیختن و سازماندهی مبارزات
اعتراضی دانشجویان آنجا و همچنین
در سایر تظاهرات و اعتراضات توده
ای مردم سنندج علیه رژیم شاه نقش
فعالی داشت. پس از قیام به همکاری
فشرده با "جمعیت دفاع از آزادی و
انقلاب در کرستان" پرداخت و به
زودی بصورت يكي از فعالین آن
جمعیت در آمد و در این رابطه با
کومه له نیز آشنا گردید. و در
بهار سال 1359 مسلحانه علیه ارتش
سرکوبگر به مبارزه برخاست و در
راهپیمائی مردم سنندج به سوی
مریوان و نیز کوچ اعتراضی مردم
مریوان از طرف کومه له مسئولیت
تدارکاتی اين حركت عزيم به وی
سپرده شد.
یا یورش رژیم به کوردستان در 28
مرداد 1358 رفیق حبیب الله از طرف
کومه له ماموریت یافت در یک دوره
کوتاه مدت و فشرده نظامی را در
اطراف سردشت زیر نظر انقلابی جان
باخته رفیق فواد عرب معروف به
(ابو شاهین) بگذراند و سپس برای
فعالیت تشکیلاتی به شهر بانه
فرستاده شد. از آن پس وی بعنوان
معلم راهنمائی ضمن تدریس در
مدرسه، نیز به انجام وظایف مخفی
تشکیلاتی پرداخت و در تمام مدتی
که پیشمرگان در شهر بودند وی وقت
خود را وقف کارهای سیاسی و
تشکیلاتی کومه له می نمود.
در یورش دوم رژیم به کردستان در
بهار سال 1359 نیز مخفیانه وظایف
محوله در رابطه با پیشمرگان کومه
له در جریان محاصره 37 روزه
پادگان بانه به طور خستگی ناپذیری
انجام می داد. پس از اتمام جنگ
همراه مردم به شهر باز گشت و
مسئولیت سازماندهی تشکیلات شهر را
بعهده گرفت. در این هنگام رفیق
حبیب الله از شغل معلمی اخراج شده
بود. و این بار با نام مستعار
"سید حسین" فعالیت انقلابی خود را
پیگیرانه ادامه داد. رفیق "سید
حسین" سرانجام بر اثر شناسائی از
طرف یکی از مزدوران اکثریتی در
تاریخ 5 شهریور ماه 1360 توسط
نیروهای رژیم دستگیر شد. وی در
مدت کوتاه اسارت در زندان نمونه
ای از مقاومت و روحیه انقلابی
نشاد داد و به سرمشقی فراموش
نشدنی برای همرزمان زندانیش در
آمد.
رفیق حبیب الله علیرغم شکنجه های
فراوان جسمی و روحی فراوان لب
رازدارش را برای دشمنان طبقه
کارگر نگشود و با حفظ اسرار
تشکیلاتی به قیمت جان خود داغ
حسرت و درماندگی بر دل سیاه آنان
گذاشت.
متاسفانه رفیق حبیب الله لطف
الهی در 23 شهریور ماه سال 1360
توسط پاسداران جهل و سرمایه
تیرباران گردید وبه کاروان جان
باختگان راه سوسیالیزم و راه
رهائی کارگران و زحمتکشان و مردم
ستمدیده پیوست.
ياد و خاطره رفيق "
حبیب الله لطف الهی
" روشني بخش راهمان تا فرداي
پيروزي نهايي كارگران و زحمتكشان
خواهد بود. يادش گرامي باد.
|