|
گرامی باد یاد
کمونیست انقلابی رفیق حمید نورانی
وقتی خبر مرگ اسماعیل یگانه دوست
و حمید نورانی در محله زحمتکش
نشین کوره باشی تبریز پیچید و
آشنایانشان ، آنان که سیمای بی
ریا و بی تکلف شان ، زندگی سراسر
رنج و محنت و عشق عمیق به زندگی و
ارزشهای والای انسانی را از نزدیگ
در این جانباختگان دیده بودند در
ماتم نشستند .
همسایه ها در زیر
نگاه دژخیمان مجلس یادبودی گذاشته
و خاطره عزیزشان را گرامی داشتند.
مصاحبت و معاشرت با حمید و
اسماعیل در قلب بسیاری از اینان
اولین جوانه های آگاهی را به گل
نشانده بود.
حمید نورانی خرداد
سال 60 همراه رفقا هوشنگ توحیدی،
اسماعیل یگانه دوست ،ماجد و امجد
مصطفی سلطانی دستگیر و دیری
نپایید که همراه آنان اعدام
گردید.
در آن سالٍ خفقان
و جنایت و مرگ، حماسه پایداری
آنها در زیر وحشیانه ترین شکنجه
ها و استواری شان در مقابل جوخه
اعدام از پشت میله ها و برج و
باروی زندان گذشت و عزم و ایمان
راسخ شان به رهایی محرومان در سطح
شهر دهان به دهان گشت .
برای آنها حتی
دادگاه چند دقیقه ای جنایتکاران
اسلامی میدان پیکار بود و آنرا به
صحنه نمایش زبونی و استیصال ج.ا
بدل کردند.
انعکاس خشم و
انزجار مردم شهر و بخصوص
زحمتکشانی که خبر اعدام آنها ،
این جنایت هولناک را شنیده بودند
رژیم را وادار نمود که از
تلویوزنش به جعل و فریب و ارعاب
متوسل شود.
حمید در یک
خانواده محروم کارگری در تبریز
متولد شد هنوز 7 ساله بود که
دستان کوچکش با خشونت ابزارهای
کار در زیر زمینهای نمور
کارگاههای قالیبافی آشنا شد.
ساعتهای طولانی کار بر روی دار
قالی نشاط کودکی اش را ربود تحقیر
و توهین و کتک صاحب کار کینه ای
فروخفته در دلش کاشت که بعدها در
ماههای قیام بهمن هنگامیکه دیگر
جوانی رشید بود ، زبانه کشید.
او در راه نابودی
نظامی قدم گذاشته بود که بانی رنج
و محرومیتش بود و چنین شد که یکی
از فعالین تظاهرات و اعتراضات و
حمله به مراکز دولتی و بانک ها و
پادگانها در شهر تبریز شد.
حمید نورانی در
سال 58 تحت تاثیر تجربه زندگی و
آشنای دیرینه اش با رفیق اسماعیل
یگانه دوست در رابطه با رفقای
تشکیلاتی کومه له در تبریز قرار
گرفت . از آن پس تلاش خستگی
ناپذیر در میان هم طبقه ایها ،
یاران و آشنایانش در محله کوره
باشی و کارگران کارخانه چرم سازی
آغاز کرد .
تجربه تلخ زندگی
به حمید یاد داده بود. که تلاش و
مبارزه برای زندگی بهتر و کار
آگاهگرانه در این راه را به سادگی
درکنار خود زندگی انجام دهد
صبورانه واقعیات اجتماعی را پیش
روی آنها قرار دهد آنرا نقد کند
به مسائلشان پاسخ بدهد ، آگاه کند
و متحد گرداند.
حمید اولین تغیر
در محیط پیرامونش را در میان
خانواده و سپس محل زندگیش بوجود
آورد . او بە
رفقایش احترام به شخصیت و حقوق
انسانی و نفرت از پایمال شدن
حقوق زن در این جامعه را آموزش
میداد.
خواهرش می گفت:
خود را از قید و بندهای خانه آزاد
می بینم وقتی میبینم حمید مدافع
من است. بسیاری از خانواده ها و
دوستان و آشنایانش هنوز هم
تاثیرات عمیق حمید را بر روابط
صمیمی خود بیاد دارند او مشوق
زنان بمبارزه در برابر مظاهر
اولیه ستم و تبعیض در خانه و
خانواده بود.
حمید همه جا مدافع
آزادگی مبلغ مبارزه جوئی و خواهان
اتحاد و رزمندگی بیشتر طبقه اش
بود.
در سال 1360 حمید
نورانی کارگر چرمسازی تبریز ،
هوادار فعال و تشکیلاتی کومه له
که نشریات کومه له را در میان
کارگران پخش می کرد مورد شناسایی
پلیس قرار گرفت و بارها با پلیس
و پاسداران ج.ا درگیر شد و از
چنگشان گریخت.
اما خرداد سال 60
بدنبال ضربه ای که رژیم بر
تشکیلات تبریز کومه له وارد آورد.
ر. حمید هم دستگیر شد. در زندان
هم علیرغم شکنجه های بسیار چون
زندگیش سرسخت و مقاوم ماند تا
آخرین لحظات زندگیش از کمونیسم
آرمان رهای بخش طبقه کارگر و کومه
له دفاع کرد و هرگز لب به بیان
اسرار تشکیلاتی اش نگشود رفیق
حمید نورانی که دیگر سلامتی اش را
از دست داده بود.
در آخرین ملاقات
با بستگانش آخرین کلام و پیامش از
ایستادگی در راه هدف را به یاران
کارگر و مبارز خود در محله کوره
باشی در کارگاههای قالیبافی
کارگاههای کفش دوزی کوره پزخانه
ها و چرمسازی رساند.
غم از دست دادن
رفیق حمید نورانی و یاران شریفی
چون او کینه ای است که فردا جوانه
خواهد داد فردا بیاد خانه و
کارخانه و محل را در انبوهی از گل
سرخ و ترانه های زیبای آزادی و
سرافرازی آراسته خواهیم کرد.
یادشان گرامی باد.
|