گرامی باد یاد انقلابی کمونیست رفیق ماجد مصطفی سلطانی
رفیق ماجد مصطفی سلطانی در سال
1335 در روستای "آلمانه" مریوان
دیده به جهان گشود. تحصیلات
ابتدایی را در روستای آلمانه و
برای ادامه تحصیل تا پایان دوره
دبیرستان به شهر سنندج رفت. در
این دوران تحت تاثیر کاک فواد یکی
از رهبران جنبش کمونیستی ایران و
با راهنمائی وی با تئوری مارکسیم
آشنا شد. از سال 1354 به بعد
همگام با تحصیل در انستيتو
تکنولوژی تبریز و سپس در رشته
پزشکی دانشگاه رازی کرمانشاه و
دانشگاه بوعلی سینای همدان در
مبارزات انقلابی دانشجویان نقش
فعالی بر عهده گرفت و در فصل
تابستان برای کار کردن و فعالیت
در میان کارگران در کارخانه ماشین
سازی، تراکتور سازی به کار
پرداخت.
با شروع جنبش توده ای مردم
زحمتکش ايران بر علیه رژیم شاه،
رفیق ماجد بصورت انقلابی حرفه ای
در آمد. در تابستان 1357 همراه
برادر جان باخته اش رفیق امین
مصطفی سلطانی و دیگر همرزمانش
تظاهرات حمایت از زندانیان سیاسی
سنندج را که به رهبری کاک فواد
دست به اعتصاب غذا زده بودند، در
برابر دادگستری سنندج سازماندهی
کرد.
این تظاهرات همچون جرقه ای بود که
آتش مبارزات مردم شهر سنندج را
شعله ور گردانید. از آن پس رفیق
ماجد همواره در صحنه های مبارزات
شهرهای کردستان حضور فعالانه ای
داشت. در جریان قیام وی در تصرف
ساواک سنندج نقش فعالی به عهده
گرفت و در جنگ بهار 1358 سنندج
نیر مسلحانه به دفاع از
دستاوردهای قیام و حقوق عادلانه
مردم کرستان برخاست.
رفیق ماجد یکی از نخستین پیشمرگان
"اتحادیه دهقانان مریوان و
اورامان" بود و در درگیری روز 23
تیرماه 1258 مردم مریوان با
مزدوران ارتجاع به تصرف ستاد سپاه
پاسداران منجر گردید، همچنین در
دفاع از مردم شهر در برابر
تهدیدات سرکوبگرانه رژیم با جسارت
و خستگی ناپذیری شرکت جست.
بدنبال فرمان جهاد خمینی علیه
مردم کردستان و هجوم ارتش و
پاسداران به کردستان، پس از اعدام
وحشیانه دو برادر رزمنده اش حسین
و امین مصطفی سلطانی و جان باختن
قهرمانانه برادر و رهبر انقلابی
جنبش کمونستی ایران کاک فواد،
رفیق ماجد ضربه روحی وارده را با
ایمان به مبارزه عادلانه طبقه
کارگر و حقانیت جنبش مقاومت مردم
کردستان بر خشم و نفرتی عظیم علیه
دشمنان کارگران و زحمتکشان مبدل
ساخت. و بعد از مدتی در ارتباط با
کومه له برای ادامه مبارزه به
تبریز رفت، رفيق ماجد عضو رسمی
کومه له بود، در تاریخ 12 اسفند
ماه 1359 توسط پاسداران جهل
سرمایه دستگیر و زندانی شد. اما
علارغم آن همه شکنجه وحشیانه، نه
تنها در برابر دشمن سر تسلیم فرود
نیاورد، بلکه ماهها از افشای نام
حقیق خود هم سر باز زد.
رفیق ماجد در آخرین روزهای زندگی
پر خماسیش در نامه ای چنین
مینویسد. رفقا پس از ماهها اسارت
در زندان بالاخریه در دادگاه ضد
مردمی جمهوری اسلامی با اتهام
دفاع از آرمان طبقه کارگر و برادر
کاک فواد بودن، به اعدام محکوم
شدم. پس از محرز شدن اتهام در
دادگاه به آرمان طبقه کارگر
سوگند، به رهائی مردم زحمتکش
سوگند، با جوابی آتشین بر دهان
پاوه گویی نوری و مرتظائی جلاد
گوفتم. در مکتب کاک فوادها ، کاک
حسین ها و کاک امين ها سه برادر
قهرمان و مبارزم حسین کریمی ها،
پیرخضریها، گنجی ها و معینی ها
آموخته بودم دفاع از آرمان طبقه
کارگر را از کاک فواد آموخته ام و
تا آخرین لحظات زندگیم به مبارزه
علیه ظلم و ستم سرمایه داری علیه
کارگران و زحمتکشان مبارزه خواهم
کرد.
در زمان اسارت توسط مزدوران رژیم،
رفقا ماجد، اسماعیل یگانه دوست و
هوشنگ توحدی به وحشیانه ترین شیوه
شکنجه شده بودند و سرانجام در 8
تیر ماه 1360رفیق ماجد همراه
برادرش امجد مصطفی سلطانی و 2
رفیق دیگر کومه له و 6 زندانی
انقلابی دیگر در محوطه زندان
تبریز اعدام گردیدند و در راه
آرمان رهائی طبقه کارگر جان
باختند.
با مرگ رفيق"ماجد مصطفي سلطاني"
كومه له يكي از كادرهاي توانا و
لايق خود و توده هاي مردم كارگر و
زحمتكش نيز رهبري كاردان و دلسوز
را از دست دادند. يادش براي هميشه
در قلبمان جاودان خواهد ماند.
|