|
گرامي باد
ياد پيشمرگ فداكار و انقلابي كومه
له رفيق فتاح اميني
زندگي كوتاه و پر افتخار رفيق
فتاح اميني از سال 1342 در روستاي
قازليان بوكان در آغوش يك خانواده
كارگري آغاز شد و در دامان رنج ها
و مشقات و محروميتهاي ناشي از
نظام سرمايه داري پرورده گرديد.
وي حتي به دليل فقر خانواده
نتوانست به تحصيل بپردازد و براي
كمك به معيشت خانواده از همان
كودكي ناچار بود به كارطاقت فرساي
مزرعه و همچنان كار سخت و شديد در
كوره خانه هاي خارج از كردستان
بپردازد. فتاح عزیز مي ديد كه
چگونه كارگران از صبح تا غروب عرق
مي ريزند و حاصل رنج و كار آنان
را سرمايه داران تصاحب مي كنند و
همين امر نفرتي عميق در درون وي
نسبت به نظام سرمايه داري و
مدافعانش ايجاد كرده بود.
در جریان قيام توده هاي مردم
ايران عليه رژيم شاه، رفيق فتاح
در اعتراضات و اجتماعات و
تظاهراتها شركت فعالانه شرکت داشت
و در همین دوران به مبارزه سياسي
روي آورد. به هنگام دومين يورش
رژيم به كردستان با تشکیلات کومه
له ارتباط برقرار نمود و در ميان
كارگران و مردم زحمتكش به تبليغ
در باره عادلانه بودن جنبش
انقلابي كردستان و حقانيت سياست
هاي كومه له مي پرداخت. ادامه
اين مبارزه رفيق فتاح را مصمم
گردانيد كه به صف پيشمرگان كومه
له بپيوندد تا بتواند بطور
فعالانه تري در جنبش انقلابي مردم
كردستان شركت نمايد.
در طول مدت كه پيشمرگ بود وي
نمونه واقعي از شجاعت و فداكاري
و روحيه انقلابي و عاليش براي
همه رفقا آشنا بود. رفيق فتاح
اميني در اكثر مقاومتهاي پيشمرگان
كومه له در منطقه و همچنين در
نبرد جاده بانه سردشت و نيز نبرد
قهرمانانه تصرف پایگاه افراد
رژیم قليان تاغ شركت فعالي داشت.
چهره هميشه بشاش وي، داوطلب بودن
در انجام هر وظیفه ای ولو بسیار
سنگین ، بيانگر افق و دورنماي
روشن وي از مبارزه انقلابي بود.
رفيق فتاح همچنين علاقه خاصي به
فراگيري خواندن و نوشتن داشت و
پيگيرانه در جهت آن مي كوشيد.
هنگام يورش پاسداران و مزدوران
محلي به روستای چاورچين در اطراف
شهر بوکان در تاريخ 25 فروردين
1361 رفيق فتاح از جمله پيشمرگاني
بود كه در دسته اول دست به تعرض
زد و با شجاعتي كم نظير در آن
مقاومت نمود. اما سرانجام در
دقايق آخر درگيري بر اثر اصابت
گلوله مزدوران جهل و سرمايه جان
باخت.
ياد و خاطره رزمندگي و فداكاري
هاي رفيق"فتاح امینی" و تمامي
جانباختگان راه سوسياليسم را با
ادامه راه پرافتخارشان گرامي مي
داريم.
|