|
گرامی باد یاد رفیق صالح معاذی
صالح معاذی در سال 1318در خانواده
ای زحمتکش در شهر سنندج متولد شد.
رشد و سنین کودکیش مصادف بود با
رشد و گسترش مناسبات اجتماعی نوین
در شهر سنندج . وی در مدارس
هدایت، بوعلی و شاهپور شهر سنندج
تحصیلاتش را ادامه داد.
از همان ابتدای کودکی و سنین
نوجوانی فردی بسیار حساس بود. حس
مسئولیت پذیری و روحیه از خود
گذشتگی در وی چنان قوی بود که با
اراده ای وصف ناپذیر، با وجود سن
کم و
چون نمی
توانست نسبت به بار سنگین تامین
مخارج تحصیلی و فشار مالی که بر
دوش پدر و مادر وجود داشت بی
تفاوت باشد ، خیلی زود او به یک
یاور و کمک کننده کار در مغازه
پدر در آمد. وبا وجود اینکه هنوز
کوچک بود و خرد سال در مغازه پدر
مشغول کار شد.
رفیق صالح معاذی نه تنها در میان
افراد خانواده و وابستگان به
متانت، ورفتار برابر و تلاش برای
قانع کردن و نشان دادن راه و
روشهای درست مشهور بود بلکه در
میان همسالان، دوستان، همسایگان و
بسیاری از کسانی که با وی آشنائی
داشنتد مشهور و معتمد همگان بود.
خصوصیات انسانی که از نوجوانی در
وی شکل گرفته بود، یعدها از وی
شخصیتی محبوب و دوست داشتنی و
قابل اعتماد در میان مردم شهر های
سنندج، مریوان، بانه و همکارانی
که با وی در ارتباط کاری قرار
داشتند و همچنین در میان هم
بندیهایش در زندان، ساخت.
رفیق صالح در سال 1340 به سربازی
رفت و دوره سربازی را به عنوان
سپاهی دانش در روستای تروال از
توابع سنندج به انجام رساند. در
این روستا هم بسرعت محبوب شد چون
مردم زحمتکش روستای تروال پذیرای
چنین کسی بودند. کسی که برایشان
بجز مهربانی، عاطفه و کمک رسانی
کاری دیگر انجام نمیداد.
در سال 1345 در بانک ملی ایران در
شهر سنندج استخدام و به کار مشغول
شد. سپس در سالهای 1348تا135٦ در
شهر مریوان در سمت معاون بانک و
رئیس بانک ملی مشغول بود. این
دوره و این سالها برای او پر از
دستاورد های انسانی با مراوده های
اجتماعی و انسانی با مردم شهر
مریوان بود. مردم به او اعتماد
داشتند و او را مشاوری دلسوز،
یکرنگ و قابل اعتماد و اتکا برای
خود و همجواری وی را مامنی برای
طرح مشکلات و مصائب زندگیشان
میدانستند. چنانچه اینک بعد از
گذشت سی و چند سال بعد از حضور وی
در شهر مریوان کسانی که او را
میشناسند و یا با وی برخورد کرده
بودند، از او به عنوان عزیزی از
دست رفته و بسیار گران بها و دست
نیافتنی یاد
میکنند.
در سال 1356 همراه خانواده اش
بعنوان رئیس بانک ملی از مریوان
به شهر بانه رفتند.
اين يار و یاور زحمتکشان متاسفانه بدليل موقعيت و مسئوليتش و در
ارتباط با يك عمليات که از سوی
نیروهای كومه له انجام و به
مصادره بانک منجر شد، توسط رژيم
جنايتكار اسلامي دستگير و به مدت
١٥ ماه در زندانهاي اين رژيم بسر
برد. با اتکای به اتهامی که هرگز
ثابت نشد، جنايتكاران رژیم جمهوری
اسلامي او را به اعدام محكوم
كردند و در ٥ خرداد سال ١٣٦١
همراه چند تن از انقلابيون و
مبارزين زنداني این حکم ظالمانه
در مورد آنها به اجرا در آمد.
رفیق صالح معاذی در وصيت نامه اش نوشته بود «به اين جانواران وحشي
اعتماد نكنيد. اينها از كثيف ترين
و وحشي ترين موجودات هستند».
ما، همسر و فرزندان عزيزش ، صالح را از دست داديم، او جانباخت و از
ميان ما رفت. ياد عزيز و گراميش
در قلبهاي ما زنده و جاودانه است.
مرگ و از دست دادنش بسيار سخت
بود. اما، آن هزاران انساني كه
در آن روزهاي سخت در كنار ما
بودند، و به احترام به اين همه
خصوصيات انساني اش، بار اين غم
سنگين را مشترك شدند، به ما و
خانواده ما قوت قلب داد. اين
همبستگي ها و به هم نزديكيها و
اتحادهاي انساني با ارزش هستند.
در سالياد اين انسان خوب و بزرگ
بياييد با هم با اتحاد و همبسته
مبارزه را تا رسيدن به اميال و
آرزوهاي ميليونها انسان و خانواده
هاي رنجديده و جانباخته تا
سرنگوني اين نظام و رسيدن به
دنيايي بهتر و سوسياليستي و
انساني ادامه دهيم.
|