گرامی باد
یاد رفیق عباس زمانی
رفیق عباس زمانی
دادانه، معروف به کالی سال 1342
در خانواده ای زحمتکش و تنگدست در
یکی از روستاهای اطراف سنندج دیده
به جهان گشود. کار طاقت فرسای
کشاورزی و علاوه بر آن سفرهای
طولانی در فصلهای مختلف سال به
شهرهای ایران برای کارگری، او را
از همان نوجوانی با دشواریهای
زندگی آشنا نمود.
رفیق عباس در
جریان انقلاب توده ای 1357 ،
دوشادوش مردم ستمدیده ایران در
اعتراضات و متینگهای آن دوره
برعلیه رژیم شاه شرکت کرد و بعد
از قیام، در روستای زادگاهش با
رفقای کومه له آشنا شد. صمیمیت و
پیوندهای نزدیک وی با زحمتکشان
روستای دادانه علیرغم کم سن و
سالیش او را از محبوبیت خاصی
برخوردار ساخته بود. او در هماهنگ
کردن و هم صدا کردن مبارزات
زحمتکشان روستای زادگاهش برای باز
پس گیری زمینهای غصب شده توسط
مالکین و اربابان، و تشویق کردن
مردم برای مبارزه با مالکان و
بازپس گیری زمینهایشان فعالانه
تلاش نمود.
رفیق عباس در
تابستان سال 1358فعالیت خود را با
کومه له پیوند زد و مبارزه خود را
منظم تر و پی گیرانه تر ادامه
داد. در اواسط سال 1358 که جمهوری
اسلامی یورش دوم خود به کردستان
را آغاز کرده بود و جمعی از مردم
کامیاران به نشانه اعلام همبستگی
با مردم سنندج به این شهر آمده
بودند، رفیق عباس زمانی نیز مردم
روستاهای حومه سنندج را برای
مقاومت و همبستگی سیاسی با مردم
مبارز سنندج تشویق نمود و در
سازماندهی یک راهپیمایی 8 ساعته
به شهر سنندج بمنظور اعلام
پشتیبانی از مبارزات مردم این شهر
نقش ایفا کرد. رفیق عباس پیشاپیش
راهپیمایان و به نمایندگی از آنان
پشتیبانی آنها را از تریبون تحصن
استانداری به مردم سنندج اعلام
کرد.
رفیق عباس به
علاوه امر ارتباط گیری شهر با
روستاهای اطراف سنندج را بعهده
داشت و در زمستان سال 1360 در
حالیکه مقداری دارو و وسایل پزشکی
و چند نامه تشکیلاتی را که از شهر
سنندج برای رفقایش می برد دستگیر
شد و بمدت 6 ماه در زندان جلادان
رژیم اسلامی تحت شدیدترین شکنجه
های جسمی و روحی قرار گرفت.
دژخیمان رژیم در حالیکه رفیق عباس
را در سرما یخبندان زمستان در
میان برف و یخ نگاه میداشتند و 8
بار او را بعنوان اعدامی پشت
دیوارهای زندان بردند و در بالای
سرش رگبار گلوله شکلیک کردند، اما
لب رازدارش هیچگاه گشوده نشد.
رفیق عباس بر اثر شکنجه های شدید
به ضرباتی که بسرش وارد آمده بود
شنوایی یک گوشش را از دست داده
بود. اما علیرغم همه این شکنجه ها
، نامه ها را جویده بود و اسرار
تشکیلاتی را در قلب خود محفوظ نگه
داشته بود.
رفیق عباس بلاخره
در شهریور ماه سال 1361 از زندان
آزاد شد و بعد از بازگشت به
روستای زادگاهش و ملاقات کوتاهی
که با خانواده داشت، تصمیم گرفت
که به صفوف علنی تشکیلات بپیوندد.
رفیق عباس به صف پیشمرگان کومه له
پیوست و در میان زحمتکشان ناحیه
با روحیه ای سرشار از عشق به
رهایی ستم کشان فعالانه به تبلیغ
سیاستهای کومه له مشغول شد.
اخلاق کمونیستی و
رفتار انقلابی، آرمانهای پیشرو و
انسانی ، نظرات روشن، رفیق عباس
را به چهره ای محبوب در میان
زحمتکشان تبدیل کرده بود. زمانیکه
وی با چهره خندان و با زبان ساده
حقایق زندگی و مبارزه را تبلیغ می
کرد، بیش از پیش در قلب زحمتکشان
تشنه آزادی و برابری جای می گرفت.
رفیق عباس برای انجام ماموریتی
به نواحی شمال کردستان اعزام
گردید. عباس در عرصه نظامی نیز
رفیقی جسور وکاردان بود و در
اکثریت فعالیتهای پیشمرگان کومه
له در شمال کردستان بر علیه
نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی
شرکت نمود.
متاسفانه رفیق
عباس در27
بهمن ماه 1362 در یک نبرد نابرابر
با مزدوران جمهوری اسلامی در جاده
بانه سردشت مورد اصابت گلوله
مزدوران جهل و سرمایه قرار گرفت و
جان باخت.
ياد و خاطره
فداكاري و رزمندگي رفيق "عباس
زمانی دادانه" اين رزمنده انقلابي
كمونيست را با ادامه راه
پرافتخارش گرامي مي داريم.
|