جمیل یارللهی

 

 

گرامی باد یاد رفیق جمیل یاراللهی از فعالین تشکیلات مخفی کومه له!

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادریست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند.
وقفل افسانی ایست
و قلب
برای زندگی بس است....
.....
......

رفیق جمیل که به پرویز هم شناخته میشد، در سال 1327 خورشیدی در خانواده ای متوسط در شهر سنندج از مادر زاده شد، دوران نوجوانی با علاقه وافر به ورزش و بخصوص فوتبال از دوران دبستان و دبیرستان آغاز و شدت علاقه اش او را به چهره ای شناخته شده و فعال بهمراه همقطا ران آن دورانش نموده و در یکی از تیم های شهر سنندج فوتبالش را ادامه میداد.
رفیق جمیل چهره ای بشاش، مردمی ومتین بود، که حرکاتش در اطرافیان نوعی اعتماد و درعین حال احترام خاصی فراهم نموده بود و بگفته ای رفتار و کردارش برای دوروبرش و حتی برادران و خواهران بسیار آموزنده و مفید بود که از آن همیشه یاد میشود. و با این خصوصیات آشنائی با مسائل سیاسی برایش موقعیت دیگری بود تا هر چه بیشتر،خلاقیتهایش را نشان دهد، بخصوص این در شرایط دوران قیام و فضای فراهم شده بواسطه اعتراضات و اعتصابات و تظاهراتهای پشت سر هم را با آن گره میزند و بیشتر در بخش مخفی مشغول فعالیت بود، بخصوص بواسطه پوشش فعالیت کارش در اداره بیمه و خدمات اجتماعی بعد از جنگ 24 روزه شهر سنندج در اردیبهشت 59 بعد از اینکه از شهر سنندح عقب نشینی شد، بتوصیه تشکیلات بهمراه جمع دیگری از فعالان به تشکیلات مخفی در تهران فرستاده شد و تا دستگیری اش در بهار و تابستان 60 بفعالیت خود ادامه داد.

رفیق جمیل در ضربات پی در پی تشکیلاتهای مختلف  از جمله کومه له در تهران و شهرهای دیگر ایران با جمع زیادی از رفقای  دیگری هر کدام بواسطه ای و بدلایلی بدام رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اسیر گشتند. رژیم جمهوری اسلامی در شرایط باز پس گیری قدم بقدم دستاوردهای قیام مردمی دست به هر جنایتی میزند از جمله نمایش های مسخره و بی پایه برنامه های تلویزیونی و کشیدن این عزیزان بپای تلویزیون برای شکستن کرامت انسانی آنها علیرغم میل و رغبت شان به برنامه هائی که از نظر مردم مردود و محکوم شده بود، کشاند که غیر از بی شرمی و جنایتکاری رژیم ومنفوریشان نتیجه دیگری نداشت، چون رژیم هدفش زهر چشم گیری و ایجاد رعب و وحشت هر چه بیشتر در جامعه برای تثبیت بیشتر خود بود.
رفیق جمیل یاراللهی که در تشکیلات مخفی به احمد معروف بود بدست  جنایتکاران رژیم پس از چند ماه شکنجه و آزار و زندان و بعد از اینکه هیچ چیزی بدست  نیاورد سر انجام او را به جوخه اعدام سپردند، بعد از مدتها معلوم شد که پیکر رفیق جمیل یاراللهی نیز بهمراه جمع دیگری در گلزار خاوران بخاک سپرده شده و در کنارجانباختگان دیگر در این گلزار آرمیده،  یاد رفیق جمیل یاراللهی (احمد) همیشه زنده و جاوید است. و در فردای روشن مبارزه طبقاتی و پیروزی همچون ستاره ای میدرخشد و فراموش نشدنی اند.

یادش گرامی باد!