|
گرامی باد یاد و
خاطره رفیق جعفر محمدی پیشمرگ
مبارز کومه له
بی شک در فردای پیروزی انقلاب
کارگران و زحمتکشان، یاد کاروان
جانباختگانی که در راه نابودی ستم
و استثمار این جامعه ننگین قربانی
شدند، بیش از هر زمان در اذهان
توده های کارگر و زحمتکش از بند
رها شده زنده میگردند. آرمانی را
که او برای تحققش فداشد، اینک بر
اندیشه و قلب هزاران کمونیست دیگر
نقش بسته و همچنان به پیش میتازد.
رفیق جعفر محمدی در سال 1327 در
خانواده ای تهیدست در روستای
"کانی پانکه" از توابع شهر بوکان
دیده به جهان گشود. دوران کودکی
وی توام با فقر و سختی گذشت.
زمانی که خانواده اش به شهر بوکان
کوچ کرد به مدرسه راه یافت. معیشت
خانواده از طریق رنج و کار پدر و
برادرانش تامین میشد. نحوه زندگی
و معیشت خانواده بستر مناسبی بود
که وی با فقر و تنگدستی و
نابرابری آشنا شود. علیرغم این،
ارتباط پدرش با رویدادهای سیاسی
سال 1342 در کردستان، جعفر را با
مسائل سیاسی آشنا کرد.
رفیق جعفر هنگام تحصیل در
دبیرستان به مطالعه ادبیات چپ آن
دوران روی آورد. در سالهای 1347 و
1348 که بتدریج افکار سیاسی او
شکل میگرفت، به آن افکاری در میان
روشنفکران کردستان گرایش نشان داد
که به نابرابری و ستم و استثمار
معترض بود.
رفیق جعفر در سال 1348 دیپلم گرفت
و پس از 2 سال سپاه دانشی در یکی
از روستاهای زنجان به عنوان معلم
به روستاهای بوکان برگشت.
در مبارزات اعتراضی سال 1357 و
بویژه در قیام 57 رفیق جعفر یکی
از فعالین شهر بوکان بود که در
اکثریت مبارزات مردم در این شهر
شرکت کرد. بعد از قیام و هنگامی
که جمعیت های دمکراتیک در شهرهای
کردستان شکل گرفتند، به عنوان عضو
جمعیت بوکان همچنان به فعالیت خود
ادامه داد و در این رابطه با کومه
له آشنا شد.
رفیق جعفر در وجود کومه له آن
سازمان سیاسی را میدید که برای
تحقق همان امید و آرزوها مبارزه
میکرد که وی از سالها قبل در جمع
رفقایش، در محفل خانوادگی و هر جا
که ممکن بود از آن صحب کرده بود.
یعنی آرزوی نابودی نابرابری های
اجتماعی! به همین دلیل باعشق
فراوان به کومه له پیوست و تا
روزی که قلب مالامال از خشمش نسبت
به بورژوازی و عشقش به توده های
کارگر و زحمتکش، از تپش افتاد،
همچنان استوار و خستگی ناپذیر به
پیش تاخت.
همزمان با یورش 28 مرداد سال 1358
جمهوری اسلامی به کردستان، رفیق
جعفر از معدود کسانی بود که بدون
تزلزل اسلحه به دوش گرفت و همانند
پیشمرگ کومه له در مقابل جمهوری
اسلامی ایستاد. پس از بازگشت مجدد
پیشمرگان به داخل شهرها، در
تشکیلات معلمان هوادار کومه له
سازمان داده شد. و به محض تشکیل
شدن جمعیت دمکراتیک معلمان مبارز،
همچون عضو این جمعیت به مبارزه
ادامه داد. به دنبال منحل کردن
مدارس شهر بوکان از طرف رژیم،
رفیق جعفر نقش ویژه ای در دایر
کردن مدارس به عهده گرفت و به
عنوان معلم در یکی از مدرسه ها به
تدریس پرداخت.
بعد ها که شهر بوکان به اشغال
نیروهای جمهوری اسلامی در آمد،
رفیق جعفر همراه باقی پیشمرگان
کومه له از شهر خارج شد و از آن
تاریخ در عرصه های گوناگون وظایف
انقلابی خویش را پیگیرانه به پیش
برد.
رفیق جعفر محمدی چه آن زمان که
مسئول تدارکات مالی بیمارستان
مرکزی کومه له بود و چه آن دوران
که مسئول پزشکی ناحیه سردشت بود.
و چه زمانیکه به عنوان مسئول
تدارکات ناحیه بوکان و مسئول
رسیدگی به خانواده جانباختگان در
این ناحیه بود. همیشه خصلت نمای
یک کمونیست صمیمی و پیگیر و تبلور
شخصیت یک پیشمرگ رزمنده و انقلابی
کومه له بود.
رفقایی که در مقاطعی از زندگی
مبارزاتی و انقلابی با او همکار
بوده اند خاطرات شیرین و فراموش
نشدنی از صداقت و دلسوزی و احساس
مسئولیت وی در قبال مشکلات رفقا
را از یاد نمی برند. همین خصوصیات
کمونیستی و انقلابی بودند که وی
را در میان توده های وسیعی از
زحمتکشان، ناحیه بوکان به چهره ای
محبوب و قابل اتکا تبدیل کرده
بود.
رفیق جعفر متاسفانه در روز 1
فروردین ماه سال 1364 در جریان
مقاومت 12 ساعته و حماسی پیشمرگان
کومه له در گردان 31 بوکان علیه
نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در
روستای
"آلکه
لو"
زخمی و سپس جان باخت. با
جانباختن رفیق جعفر محمدی کارگران
و زخمتکشان یک یار و دلسوز
کمونیست خود و حزب کمونیست ایران
یکی از رفقای قابل اتکا و پرشور و
رزمنده خود را از دست داد.
یادش گرامی باد
|