پرویز شافعی

 
 

تاریخ جانباختن: 1364.08.28

محل و نحوه جانباختن: یازی بلاغی سقز ـ درگیری با نیروهای رژیم

 

گرامی باد یاد رفیق "پرویز شافعی" عضو حزب کمونیست ایران و سیمای محبوب زحمتکشان سقز

 

 

رفيق "پرویز شافعی" سال 1333 در دامان،خانواده ای تهیدست در شهر سقز متولد شد. دوران کودکی پرویز نیز مانند سایر هم طبقه ای هایش آمیخته ای از رنج و مرارت بود.

و برای کمک به تامین معيشت خانواده اش می بایست در ایام تعطیلات به کار مي پرداخت، اما با اینحال تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در شهر سقز ادامه داد و سپس در دانشسرای تربیت معلم شهر سنندج به ادامه تحصیل پرداخت. پس از اتمام دوره دانشسرا به شهر سقز بازگشت و در مدارس راهنمایی این شهر به تدریس مشغول شد.

آشنایی او با رنج و محرومیت در جامعه و مشاهده چهره نوجوانانی که سنگینی بار استتثمار و بی حقوقی نظام سرمایه داری در آنان نمایان بود، باعث ایجاد پیوندی عمیق میان او و دانش آموزانش گردید که این نیز به نوبه خود بر جلب توجه و اعتماد هر چه بیشتر شاگردان به او می افزود و او را همچون معلمی دلسوز در دل آنان جای داده بود.

در همین دوران به فعالیت سیاسی روی آورد و در سال های 53 و 54 بطور غیر متشکل علیه رژیم شاه به مبارزه برخاست.

همزمان با شعله ور شدن قیام توده هاي مردم ستمديده در سراسر ایران علیه رژیم سلطنتی، رفيق "پرویز شافعی" در صف مقدم مبارزات مردم شهر  سقز قرار داشت و یکی از سازماندهندگان تظاهرات و حرکات مردمی در این شهر بود. پس از تشکیل ارگانها و نهادهای دمکراتیک در سطح شهر سقز او به عضویت شواری اجتماعی شهر و به نمایندگی در این نهاد دمکراتیک انتخاب گردید.

در جریان جنگ خونین شهر سنندج در نوروز سال 58، یکی از سازماندهندگان اصلی جمع اوری کمک های مردمی و ارسال آن به این شهر بود.

شهریور ماه سال 1358 هنگامیکه رژیم جمهوری اسلامی لشکرکشی وسیع و سرکوب گرانه خود را به کردستان آغاز کرد، رفيق پرویز دو شادوش دیگر مبارزین شهر و همراه با توده های مردم به منظور مقابله با وحشی گری رژیم و حامیان ارتجاع و دفاع از دستاوردهای انقلاب، به مبارزه مسلحانه روی آورد.

اواخر مهر ماه سال 58 پس از عقب نشینی نیروهای رژیم از کردستان در اثر نبردها و مقاومت نیروی پیشمرگ و مبارزه گسترده توده های مردم کردستان،  رفیق پرویز شافعی  همراه تنی چند از همرزمانش به سازماندهی مبارزات و اعتراضات توده هاي مردم بخصوص در ميان دانش آموزان پرداخت و از سوی فرهنگیان شهر سقز که به منظور بازگشت به کار 26 تن از معلمین اخراجی این شهر و همچنین بازگشت تبعید شدگان از این شهر، دست به اعتصاب زده بودند بعنوان نماینده انتخاب شده و همراه چند تن دیگر به منظور گفتگو با هیات ویژه آموزش و  پرورش، عازم شهر سنندج گردید و چند روز بعد نیز بعنوان نماینده از سوی اعتصابیون با هیاتی از جانب دولت به گفتگو نشست. در این عرصه نیز وی در برابر هر گونه تزلزل و محافظه کاری ایستاد و قاطعانه بر تحقق مطالبات و به کرسی نشاندن خواستهایشان پای می فشارد.

در فروردین سال 59 و در جريان دور دوم هجوم نيروهاي سركوبگر جمهوري اسلامی به کردستان، رفيق پرویز همدوش با مردم حق طلب و مبارز کردستان به مقاومت مسلحانه در برابر یورش حامیان جهل و سرمایه پرداخت و در اواخر بهار همان سال در ارتباط  با کومه له قرار گرفت و بنا به رهنمود تشکیلات در جمعیت معلمان مبارزه شهر بوکان به فعالیت مشغول شد.

پس از مدتی  فعالیت در این جمعیت، رفيق پرويز شافعي به صفوف پیشمرگان کومه له پیوست و در ناحیه  سقز سازماندهی گردید. در این عرصه علاوه بر شرکت در فعالیتهای نظامی، در رابطه با زحمتکشان روستاهای منطقه فعالیت آگاهگرانه و سازماندهی چشمگيري داشت و در واحدهای نظامی، مسئول سیاسی بود. درک رفیق پرويز از مارکسیسم و مبارزه طبقاتی، وی را بر آن داشت که بمنظور ارتقای سطح اگاهی و هوشیاری کارگران و زحمتکشان و گرد آمدن حول اهداف و برنامه حزب کمونیست ایران، از هیچ تلاش و فداکاری دریغ ننماید.

مردم روستاهای ناحیه "فیض الله بیگی" از توابع سقز هیچ گاه یاد و خاطره رفيق پرویز شافعی را از یاد نخواهند برد. خانواده ها و مردم زحمتکش مناطقی كه رفيق پرويز در آنها فعاليت مي كرد به یاد دارند که وي از علم رهایی کارگران، از کمونیزم  و حکومت کارگری برایشان سخن می گفت و به آنها می اموخت که اگر می خواهند علیرغم کار شبانه روزی فقیر و محتاج نباشند، کسی حاصل رنج و زحمت آنها را به یغما نبرد، بچه هایشان از گرسنگی و بی امکاناتی و بیماری تلف نشوند، اگر زنان زحمتکش می خواهند آزاد باشند و از حقوق برابر در اجتماع بهره مند گردند و به کار طاقت فرسا و پایین ترین دستمزد تن ندهند، باید به گرد حول پرچم کمونیزم متحد و متشکل شوند و به مبارزه برخیزند.

رفيق پرويز شافعي بهار سال 63 به عضویت در حزب کمونیست ایران پذیرفته شد و در همین سال در سومین دوره مدرسه حزبی اکتبر شرکت نمود و بعد از پایان این دوره بعنوان مسئول دسته سازمانده  بخش فیض الله بیگی سقز، مجددا برای کار و فعالیت در میان کارگران و زحمتکشان به این ناحیه باز گشت.

روز 28 آبانماه سال 64 رفيق "پرویز شافعی" و رفيق جانباخته "محمد خلیلی"  در یکی از روستاهای ناحیه سقز در محاصره شمار زيادي از مزدوران رژيم اسلامي

گرفتار شدند. متاسفانه در این جنگ نا برابر  رفيق "محمد خلیلی هدف گلوله دشمن قرار گرفت و سر افرازانه جانباخت و رفيق پرویز نیز که به اسلحه اش دسترسی پیدا نکرده بود، با دست خالی، اما با اراده پولادین و حماسی و در نهایت ایمان و جسارت، فرمانده مزدوران رژيم را مورد حمله قرار مي دهد که خود نیز هدف رگبار جنایتکاران رژيم اسلامی قرار گرفت و جانش را در راه رهايي و  آزادی كارگران و زحمتكشان فدا كرد.

یاد تلاشها و فعالیت های انقلابی رفیق "پرویز شافعی"، این رزمنده پرشور و خستگی ناپذیر و اين عضو شايسته حزب كمونيست ايران برای همیشه در دلهايمان زنده و جاودان خواهد ماند.