|
گرامی میداریم یاد رفیق پرشنگ
رستم گرجی معروف به ارغوان،
کمونیست انقلابی و پیشمرگ فداکار
کومه له
نام رفیق پرشنگ برای زحمتکشان
جنوب کردستان نامی آشناست. ارغوان
سیمای زنی کمونیست بود که در
جریان فعالیت های سیاسی با زندگی
توده های ستم دیده و زحمتکش در
آمیخته بود. در سنندج متولد شد.
در جریان قیام سال 1357 مانند
بسیاری از جوانان، فعالانه شرکت
کرد در طی همین دوره به فعالیت
سیاسی و تشکیلاتی روی آورد. پس از
قیام و در پاییز سال 58 با دانش
آموزان هوادار کومه له در سنندج،
ارتباط گرفت در جنگ 24 روزه سنندج
در بخش خدمات درمانی به فعالیت
پرداخت.
با ادامه فعالیت های خستگی ناپذیر
و شبانه روزی در سال 61 به عضویت
هسته مرکزی شورای دانش آموزان
سنندج در امد. پس از مدتی فعالیت
در این تشکل، به دلیل مسائل
امنیتی ترک تحصیل نمود و دوره ای
را به صورت مخفیانه در سنندج و
تهران گذراند. سرانجام پاییز سال
62 به صفوف پیشمرگان کومه له
پیوست.
ارغوان عاشق آموختن بود و در سخت
ترین شرایط هم از مطالعه و پیگیری
پاسخ سئوالاتی که برایش پیش می
آمد دست بر نمیداشت. خستگی
ناپذیری، صمیمیت، فداکاری، همدلی
با توده های محروم و زحمتکش از وی
کمونیست برجسته و محبوب و
کاردانی ساخت . ارغوان عزیز در
کنار فعالیتهای تشکیلاتیش بطور
فوق برنامه به سواد آموزی در میان
پیشمرگان می پرداخت و دلسوزانه به
مشکلات و گرفتاریهای شخصیشان
رسیدگی میکرد.
رفیق ارغوان در ادامه عشقی آتشین
با رفیق جانباخته صلاح میرزائی
ازدواج نمود. هنگامی که همسر و
رفیق همسنگرش رفیق صلاح میرزایی
جان باخت گفت: اگر چه از دست دادن
عزیزی چون او برایم سخت و جانکاه
است اما، عشق ما به یکدیگر در متن
مبارزه برای آرمان مشترکی شکل
گرفته بود و من به خاطر آرمانم و
به خاطر صلاح راه او را تا پای
جان پی خواهم گرفت. و این اوج ارج
و احترام او به عشق مشرکشان بود.
ارغوان در نامه ای به خواهر و
رفیق و همرزمش نوشت:
خواهر محبوبم تصور کن برایم چقدر
جانکاه است دیدن بچه های که پا
برهنه در میان گرد غبار کوچه های
ده ضعیف و رنگ پریده چمباتمه زده
اند. زنی که پوست به استخوانش
چسبیده و در بستر بیماری در گوشه
ای از اطاق تاریک بر خود می پیچد
و مرگ را انتظار می کشد. آن بچه
ای که در زیر رگبار باران گله را
در گل و لای به طرف ده رم می دهد
تا شاید چند لحظه زودتر به کنار
بخاری برسد. و چقدر احساس سربلندی
می کنم که تفنگ پیشمرگ کومه له را
دوش گرفته ام.
آری، ارغوان با چنین احساس و
خصوصیاتی در بهار سال 63، به
عضویت حزب کمونیست ایران درآمد.
ارغوان در میدان جنگ و نبرد
مسلحانه هم جسور بود و ترس به دل
راه نمی داد، یکی از رفقا در این
باره چنین می گوید: عملیات تصرف
یک پایگاه رژیم را در دست اجرا
داشتیم. با شلیک اولین آر.پی.جی
تیم پیشروی به سوی خاک ریز حمله
برد. در این هنگام ارغوان را
دیدم، که در زیر باران گلوله در
خط مقدم پیشروی به پایگاه نزدیک
می شد. پس از گذشت 7 دقیقه به قلب
پایگاه رسید. پایگاه تصرف شد.
وقتی من به پایگاه رسیدم به یکی
از اطاقها سرکشیدم، ارغوان را
دیدم که مشغول مدوای زخم های یکی
از سربازان مستقر در پایگاه بود.
آنجا بود که عمق انساندوستی
کمونیستی را در وجود ارغوان به
عیان دیدم.
متاسفانه در جریان درگیری حماسی
رفقای پیشمرگ کومه له در ده راوی
سوی در منطقه ژاورود
در میان دو جبهه افراد
مسلح حزب دمکرات و نیروهای جمهوری
اسلامی قرار گرفت. رفیق ارغوان،
سیمای محبوب زحمتکشان، این زن
کمونیست مورد اصابت گلوله قرار
گرفت و جانش را در راه اهداف
والایش فدا نمود.
یاد و خاطر رفیق پرشنگ رستم گرجی،
ارغوان ، را در دل هایمان زنده
نگه خواهیم داشت.
|