گرامی باد یاد کارگر آگاه و عضو
حزب کمونیست ایران و پیشمرگ جسور
کومه له رفیق قادر مارابی
اوایل سال 1363
مزدوران جمهوری اسلامی پس از
مدتها اذیت و آزار اهالی
روستای "ماراو" از توابع کامیاران
به کمک مرتجعین محلی شماری از
جوانان زحمتکش این روستا را مسلح
نمودند، اما طولی نکشید که تعداد
زیادی از این جوانان که رفیق قادر
نیز در میان آنها بود خود را با
سلاح هایشان به پیشمرگان کومه له
تسلیم کردند.
نام
رفیق قادر برای زحمتکشانی که او
را می شناختند و خصوصا زحمتکشان
کامیاران یادآور کارگری آگاه و
رزمنده می باشد که دوستش داشتند و
با لذت فراوان به صحبت های ساده و
شیرین وی گوش میدادند و از او درس
رزمندگی و فداکاری می آموختند.
رفیق قادر در 1345 در دامان
خانواده ای زحمتکش از اهالی
روستای "ماراو" کامیاران دیده به
جهان گشود. تا کلاس پنجم ابتدایی
تحصیل کرد و آنگاه برای تامین
معیشت خانواده ناچار به ترک تحصیل
شد و در شهر کرمانشاه و معادن
ماسه در ناحیه کامیاران به کارگری
مشغول شد.
قیام سال 1357 سرآغازی بود که
رفیق قادر پا به میدان مبارزه
بگذارد و در این مقطع دوشادوش
مردم زحمتکش منطقه برای مصادره
اراضی مالکان تلاش و فعالیت
میکرد. بعد از آن در دور اول جنبش
مقاومت انقلابی در کردستان به
تدریج با اهداف و سیاستهای
کمونیستی کومه له آشنا شد و پیوند
خود را با کومه له برقرار نمود و
به مثابه یکی از فعالین کومه له
به کار آگاهگری در میان کارگران و
زحمتکشان منطقه پرداخت.
پخس
خبرنامه و اعلامیه های کومه له،
جمع آوری کمک مالی و تبلیغ
سیاستها و اهداف کومه له، در
زمره فعالیتهای ارزشمند این دوره
از زندگی مبارزاتی رفیق قادر می
باشد و در نتیجه همین فعالیتها
بود که به تدریج به سیمایی شناخته
شده و محبوب بدل گشت.
در
این دوران رفیق قادر یکبار تقاضا
کرد که در صفوف پیشمرگان کومه له
پذیرفته شود اما سن کم رفیق قادر
موجب رد این تقاضایش از جانب
تشکیلات گردید و به دنبال آن بنا
به رهنمودهای کومه له فعالیتهای
انقلابی خود را در منطقه ادامه
داد.
بعد
از مدتی از سوی مزدوران رژیم
شناسایی و دستگیر شد. جلادان رژیم
برای به تسلیم وا داشتن رفیق قادر
وحشیانه ترین شکنجه ها را علیه او
اعمال کردند، اما بعد از چند ماه
بدون اینکه چیزی عایدشان شود او
را آزاد کردند. زندان و شکنجه
جنایتکاران نه تنها خللی در اراده
مصمم وی بوجود نیاورده بود بلکه
پیگیرانه تر از قبل علیه سیاستهای
سرکوبگرانه رژیم مبارزه را همچنان
ادامه داد.
صفوف پیشمرگان کومه له عرصه دیگری
از زندگی مبارزاتی رفیق قادر بود،
خصوصیات بارز رفیق قادر منجمله
متانت، صمیمیت، دلسوزی و جدیت در
انجام وظایف محوله او را به
همرزمی قابل اتکاء و محبوب در
میان پیشمرگان بدل کرده بود. در
همین مدت در بسیاری از نواحی
کردستان از جمله کامیاران، سنندج،
دیواندره، اورامان، سقز و بانه
حضور یافت و با صمیمیت فراوان در
جمعها و محافل کارگری و زحمتکشان
با زبانی ساده و شیرین از راه
چاره نابرابریها و مصیبت های
موجود در جامعه سخن می گفت و آنها
را به مبارزه علیه رژیم
جنایتکار جمهوری اسلامی فرا می
خواند.
رفیق قادر در میدان نبرد مسلحانه
علیه نیروهای اشغالگر نیز رفیقی
جسور و فداکار بود و در دهها
عملیات کوچک بزرگ علیه نیروهای
جمهوری اسلامی شرکت نموده و
جسارتهای فراوانی از خود نشان
داد.
رفیق قادر در سال 1365به عضویت
حزب کمونیست ایران پذیرفته شد و
فرماندهی واحدی از پیشمرگان کومه
له به وی سپرده شد.
متاسفانه این رفیق مبارز و
انقلابی در تاریخ 4 مرداد ماه سال
1366 در بلندیهای مشرف به روستای
"دزلی" در نزدیک شهر مریوان طی
نبردی سخت و حماسی علیه نیروهای
مزدور جنایتکار جمهوری اسلامی
مورد اصابت گلوله مزدوران جمهوری
اسلامی قرار گرفت و جان باخت.
ياد و خاطره
رزمندگي و فداكاريهاي رفيق"قادر
مارابی"
براي هميشه زنده و جاوادن خواهد
بود.
|