صابر نعلی

 
 

تاریخ جانباختن: 1366

محل و نحوه جانباختن: تیرباران

 

 

 

یاد رفیق "صابر نعلی" پیشمرگ فداکار کومه له گرامی باد

 

رفیق"صابر نعلی" سال 1342 در شهر میاندوآب، در یک خانواده کارگری به دنیا آمد. به دلیل فقر خانوادگی در همان سنین کودکی برای کمک به تامین معیشت خانواده اش مشغول کارگری شد و مدتی هم برای یافتن کار به شهرهای اطراف از جمله بوکان رفت. گذشت زمان و زندگی و کار طاقت فرسا برای رفیق صابر که نوجوانی بیش نبود، بیش از هر زمان دیگری ماهیت نظام طبقاتی و نابرابریهای موجود در این نظام را آشکار کرد و هر روز که می گذشت آتش نفرت و بیزاری وی از نظام سرمایه داری شعله ورتر می شد. همزمان با گسترش اعتراضات توده های مردم تحت ستم ایران علیه رژیم شاه در سال 57 همدوش با همسرنوشتانش برای برپایی دنیایی آزاد و برابر به صف مبارزات ضد رژیم پیوست. رفیق صابر آگاهانه به صف مبارزه ای پیوسته بود تا برای بنیاد نهادن دنیایی تلاش کند که در آن دیگر اثری از رنج و محرومیت، فقر و نابربری و استثمار نباشد. رفیق "صابر نعلی" که در جریان مبارزه تجارب ارزشمندی اندوخته و با علم مارکسیسم آشنا گردیده بود در سال 58 فعالیت خود را به عنوان هوادار سازمان پیکار آغاز کرد و به فعالیت آگاهگرانه در میان کارگران و زحمتکشان پرداخت و سال 1360 در شهر مهاباد توسط ماموران رژیم جمهوری اسلامی دستگیر شد. زندان برای این رفیق مبارز و رزمنده که آگاهانه قدم در میدان مبارزه گذاشته بود، پایان مبارزه نبود، بلکه یکی دیگر از عرصه های که وی توانست دانش مبارزه طبقاتی خود را تعمیق بخشد.

مزدوران رژیم که با مقاومت و پایداری رفیق صابر روبرو شدند از همان اولین روزهای دستگیری وی را تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دادند، اما در برابر عزم و اراده وی عاجز و ناتوان ماندند. رفیق صابر در زندان بود که خبر جانباختن برادرش رفیق"حمید نعلی" پیشمرگ فداکار کومه له را شنید و همین مسئله نفرت و انزجار وی را از رژیم اسلامی شدت بیشتری بخشید. پس از تحمل 3 سال زندان در سال 1363 از زندان آزاد گردید و پس از مدتی فعالیت در داخل شهر به صفوف پیشمرگان کومه له پیوست. رفیق صابر که در طول مبارزه آبدیده و کاردان شده بود، پس از مدت کوتاهی فعالیت در صفوف پیشمرگان کومه له به رفیقی قابل اتکا تبدیل شده و اعتبار و محبوبیت خاصی در میان همرزمانش کسب کرد.

رفیق"صابر نعلی" سال 64 به دلیل مشکلات خانوادگی ناچار به ترک صفوف کومه له شد و به صورت مخفیانه در تهران مشغول کار بود. پس از مدتی به مهاباد رفت، اما از سوی ماموران رژیم شناسایی و بار دیگر دستگیر شد. بار دیگر شکنجه و فشارهای جسمی و روحی آغاز گردید، اما اینبار هم شکنجه و اقدامات ضد انسانی مزدوران رژیم خللی در عزم و اراده اش وارد نیاورد و فداکارانه بر دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان و بر عقاید و باورهایش پای فشرد.

سرانجام پس از 2 سال بلاتکلیفی در زندان ارومیه و تحمل شکنجه های شدید، رفیق"صابر نعلی" به جوخه مرگ جنایتکاران رژیم اسلامی سپرده و تیرباران گردید و قلب سرشار از عشق و علاقه وی به رهایی انسان از قید و بند نظام سرمایه داری برای همیشه از طپش باز ایشتاد.

یاد و خاطره رفیق "صابر نعلی" برای همیشه در دلهایمان زنده خواهد ماند.