گرامی باد یاد رفیق جانباخته و
زحمتکش آگاه سعید خانی عضو حزب
کمونیست ایران
"هیچگاه
به اندازه این چند سال که در صفوف
پیشمرگان کومه له مبارزه کرده ام
احساس سربلندی و افتخار ننموده
ام، زن و 7 فرزندم را خیلی دوست
دارم اما درک کرده ام که زندگی
انسان زحمتکش در این نظام جز محنت
و حقارت نیست. آرزویم این است که
هر کارگر و زحمتکشی و از جمله
خانواده ام به صف مبارزه ما
بپیوندند.
..."
این بخشی از نامه
ای است که رفیق سعید خانی چند روز
قبل از جانباختنش نوشته است. همین
چند جمله کوتاه گویای درک زحمتکش
آگاهی است که عمیقا طعم تلخ ستم و
نابرابری جامعه سرمایه داری را
چشیده است و اما راه مبارزه علیه
آنها را یافته و علیه این
نابرابریها به مبارزه برخاسته و
در مسیر خود سربلندی و آزادگی را
در زندگی خویش تجربه نموده است.
رفیق سعید خانی
عضو حزب کمونیست ایران و یکی از
چهره های سرشناس و پر نفوذ حزب ما
در ناحیه دیواندره بود که در روز
8 تیر ماه سال 1366 در جریان یک
ماموریت تشکیلاتی در نزدیکی
روستای
"ده
ره هه وان"
بخش خورخوره دیواندره، با مزدوران
جمهوری اسلامی درگیر شد و
جانباخت. خبر جانباختنش مردم
زحمتکش این منطقه را به شدت
اندوهگین کرد، مردمی که بارها و
بارها پای صحبت های ساده و روشنگر
او نشسته بودند، صمیمیت و جدیت او
در حل مشکلاتشان را دیده بودند و
در وجود او سیمای یک انقلابی
کمونیست و مومن و استوار را باز
شناخته بودند.
رفیق سعید خانی
سال 1324 در روستای مران علیا از
توابع ناحیه دیواندره دیده به
جهان گشود. در سنین کودکی پدرش را
از دست داد و مادرش سرپرستی
خانواده را به عهده گرفت. بخشی از
این مسئولیت نیز بردوش او افتاد و
از نوجوانی برای تامین معاش
خانواده به کار پرداخت اما اگر
محرومیت و بی حقوقی و کارشاق یک
وجه از زندگی او بود و جه دیگر
زندگیش، اعتراض و مبارزه جویی
علیه این شرایط و علیه زور گویی
ها و اعمال ستم خوانین و زمین
داران محلی بود. همین خصوصیات
مبارزه جویانه باعث شد که مالکان
زوگو او و خانواده اش را از چند
روستا بیرون کنند و بالاخره بعد
از مدتها آوارگی در روستای شریف
آباد ساکن شوند.
رفیق سعید در تمام
این مدت، ستون و تکیه گاه خانواده
اش بود، زمستان سال 1344 بود که
عوامل مالک روستا و ماموران
پاسگاه ژاندارمری به خانه اش
ریختند تا او را به زور روانه
سربازی کنند، او خاطره تلخ این
روز را همیشه بیاد داشت و هرگز
فراموش نکرد که ژاندارمها چگونه
با قنداق تفنگ، به جان او و همسر
باردارش افتادند و او را کشان
کشان با خود بردند، طی دوره
سربازی او و خانواده اش مجبور
شدند همه هست و نیست خویش را برای
گذراندن زندگیشان بفروشند. او با
اینحال مبارزه جمعی با مالکین و
مزدوران آنها را از یاد نبرد. او
و همراهانش در فضای اختناق و
سرکوب حکومت شاه در سالهای 1348 و
1350 رهبری مبارزه زحمتکشان
روستای شریف آباد برای مصادره
اراضی فئودالها را به عهده
گرفتند. در جریان قیام سال 1357
در پیشاپیش مردم در خلع سلاح
پاسگاه های ژاندارمری شرکت جست.
او به همراه تعداد دیگری از مردم
مسلح شدند از آن زمان تا هنگام
جانباختنش سلاحی را که برای
مبارزه علیه این نظام استثمار گر
برداشته بود بردوش داشت.
تغییر و تحولات
اجتماعی ایران در دوره پس از قیام
بر آگاهی و رزمندگی او تاثیر
عمیقی برجای گذاشت. رفیق سعید که
تا آن زمان با هیچ کدام از جریان
های سیاسی کار نمیکرد، در سال
1359 به دنبال دوره کوتاهی فعالیت
با حزب دمکرات، به محض آشنا شدن
با کومه له به آن روی آورد. او
دیگر انسان آگاهی بود که راه
واقعی مبارزه طبقاتی علیه
نابرابریها را یافته بود و به صف
انقلاب کارگران و مردم زحمتکش
پیوسته بود. رفیق سعید تا تابستان
سال 1361 در ارتباط با تشکیلات
کومه له و در تبلیغ اهداف و
سیاستهای کمونیستی کومه له، طرد و
افشای مرتجعین و سازمان دادن
زحمتکشان هم سرنوشتش فعالانه
میکوشید.
تابستان سال 1361
بفاصله کوتاهی پس از پیوستن
فرزندش به صف پیشمرگان کومه له او
نیز به صفوف پیشمرگان پیوست. رفیق
سعید زحمتکش آگاهی که زندگیش مملو
از تجارب تلخ و شیرین بود، به
سرعت در میان همرزمانش جای خود را
یافت. نام کاک سعید اکنون نیز
برای رفقایش و همچنین برای مردم
زحمتکش که او را میشناختند یادآور
انسان پرشوری است که با تمام
وجودش مبارزه و تلاش میکرد و آنی
از حرکت و فعالیت باز نمی ایستاد.
وی در زمستان سال 1362 به عضویت
حزب کمونیست ایران درآمد و در
دسته سازمانده ناحیه دیواندره با
نهایت دلسوزی و فداکاری به
سازماندهی زحمتکشان و هدایت آنان
در مبارزاتشان پرداخت. رفیق سعید
هرجا حضور می یافت زحمتکشان احاطه
اش میکردند. مشکلاتشان را با او
در میان مینهادند و او به کمک
تشکیلات برای حل آنها پیگیرانه
میکوشید.
رفیق سعید در عرصه
فعالیت نظامی نیز جسارت و شهامت
چشمگیری از خود نشان داد و در
دهها عملیات پیشمرگان کومه له بر
علیه مزدوران جمهوری اسلامی شرکت
کرد و فداکاریهای زیادی از خود
نشان داد.
زندگی سراسر رنج و
مبارزه رفیق سعید خانی، پیشمرگ
فداکار کومه له، و عضو حزب
کمونیست ایران و یار و یاور دلسوز
زحمتکشان منطقه دیواندره در روز 8
تیر ماه سال 1366 به پایان رسید.
اما درسهای گرانبهایی از مبارزه،
تلاش و پیگیری کمونیستی و جسارت و
فداکاری برای همه همرزمانش برجای
نهاد.
|