|
گرامی باد
یاد یار دیرینه و عضو حزب کمونیست
ایران و پیشمرگ فداکار کومه له
رفیق توفیق قادری
یکی از شبهای گرم تابستان است و
در یکی از روستاهای اطراف شهر
سنندج آرامش مطلقی حمکفرماست.
اهای زحمتکش روستا از فرط خستگی
ناشی از کار روزانه در خواب عمیقی
فرو رفته اند، کی واحد از
پیشمرگان کومه له بعد از عبور از
جاده به روستا میرسند. راهی
طولانی را طی کرده اند و نیازمند
استراحت هستند، در مقابل یکی از
منازل روستا می ایستند و به آرامی
در می زنند، صاحب خانه بیدار
میشود و در حالیکه به طرف در
میرود می پرسد کیست؟ صدای آشنا از
پشت در پاسخ می گوید: خودمانیم،
مامو توفیق هستم، صاحب خانه با
شنیدن صدای مامو توفیق قدمهایش
را سریع تر می کند و با عجله در
را باز می کند، مامو توفیق و سایر
رفقای همرزمش به داخل منزل می
روند، بقیه ساکنین خانه نیز بیدار
میشوند و با مامو توفیق و رفقایش
دیدار و گفتگو میکنند، چنین صحنه
هایی برای مامو توفیق بارها و
بارها اتفاق افتاده است، او را
زحمتکشان جنوب کردستان به ویژه
بخشهای ژاورود، چم شار، سارال و
برپله سارال به خوبی می شناسند،
سالها بود که او را در صفوف
پیشمرگان کومه له در تیپ 11 سنندج
می دیدند و صمیمانه دوستش داشتند
و از روی صمیمیت او را مامو توفیق
(عمو توفیق) صدا می زدند.
رفیق توفیق قادری در سال 1331 در
شهر سنندج متولد شد، تحصیلاتش را
در همین شهر به پایان رساند و سپس
به عنوان سپاهی دانش در شهرهای
خوی و ارومیه و معلم در روستاهای
"ماموخ" و "کیلانه" و "حاجی آباد"
سنندج فعالیت کرد.
شغل معلمی فرصت خوبی بود برای وی
که از نزدیک با زندگی و کار و
کارگران و زحمتکشان در آمیزد، رنج
و مشقاتشان را بشناسد و آنها را
به مبارزه علیه نابرابریها فرا
بخواند، به شاگردانش نیز درس عشق
به رهایی و آزادگی می آموخت و
بدینگونه در میان مردم محبوب و
قابل احترام شده بود.
فضای دمکراتیک و سیاسی بعد از
قیام نیز برای وی درسها و تجارب
با ارزشی دربرداشت، سال 1358 که
شهر سنندج توسط نیروهای جمهوری
اسلامی اشغال شد، در شهر مانده و
فعالیتهای انقلابیش را همچنان پی
گرفت، بارها و بارها مزدوران رژیم
در صدد دستگیری وی برآمدند و
سرانجام او را دستگیر کردند.
مبارزات و اعتراضات در شهرها و
روستاهای کردستان روز به روز
دامنه بیشتری می گرفت و نیروهای
اشغالگر رژیم ناچار به عقب نشینی
از شهرها و روستاها شدند و
پیشمرگان به شهرها بازگشتند و در
همین مقطع رفیق توفیق نیز از
زندان آزاد شد. بدنبال آزادیش با
کومه له ارتباط گرفت و به یکی از
فعالین و بنیانگذاران بنکه، 25
شهریور سنندج بدل شد.
در مقاومت قهرمانانه و حماسی 24
روزه سنندج علیه نیروهای جمهوری
اسلامی فعالانه شرکت کرد و در
همین مقاومت مجروح شد و بعد از
اشغال شهر توسط جنایتکاران جمهوری
اسلامی همراه پیشمرگان از شهر
خارج شد و بعد از بهبود جراحاتش
مجددا سازماندهی شد.
سال 1360 برای انجام ماموریتی
عازم ناحیه بوکان شد و در این
ناحیه علاوه بر پیشبرد جدی و
دلسوزانه وظایفش پیوند صمیمانه ای
با اهالی زحمتکش بویژه اهالی "دره
آجی کند" برقرار کرد. در سال 1361
مسئولیت سیاسی یک واحد از
پیشمرگان به وی سپرده شد. زمستان
همان سال هرماه رفقای همرزمش عازم
ناحیه مریوان شد و در فعالیتهای
سیاسی و نظامی ایندوره پیشمرگان
کومه له در این ناحیه نقش فعالانه
ای ایفا نمود.
رفیق توفیق در میدان نبرد مسلحانه
نیز جسور و فداکار بود و در دهها
عملیات کوچک و بزرگ پیشمرگان کومه
له در میدانهای مختلف جنبش
انقلابی در کردستان فعالانه شرکت
نمود.
رفیق توفیق ایمان محکمی به نیروی
رزمنده و مبارز محرومان و
ستمدیدگان داشت و همیشه و در هر
مکانی سریعا با توده های زحمتکش
پیوند صمیمانه ای برقرار میکرد و
با صبر و متانت فراوان به حل
مشکلات و مسائل آنها همت می گماشت
و همواره بر اتحاد و یگپارچگی
آنها تاکید میکرد.
توده های زحمتکش بخشهای ژاوه رود،
کوماسی و کلاترزان سیمای این یار
و یاور آگاه و دلسوز خود را به
خاطر دارند که چگونه در جمعها و
محافلشان حضور می یافت و دلسوزانه
با آنها سخن می گفت، در میان
رفقای همرزمش نیز چهره ای خستگی
ناپذیر، جدی، دلسوز و صمیمی بود.
رفیق توفیق قادری کادری دلسوز و
پرورده مبارزات پرشور کارگران و
توده های مردم ستمدیده بود که با
نهایت عشق و علاقه به رهایی و
برابری به میدان مبارزه گام نهاده
بود، کمونیستی رزمنده و مبارز که
فداکاری، از خود گذشتگی و فعالیت
بی وقفه اش در دل زحمتکشان جنوب
کردستان و پیشمرگان کومه له برای
همیشه به یادگار مانده است.
آخرین میدان فداکاری رفیق توفیق
قاردی درگیری روز 27 اسفند ماه
سال 1366 بود و آنهنگام که جنگ
ایران و عراق در منطقه حلبچه شدت
گرفته بود و چند واحد از رفقای
پیشمرگ کومه له متشکل در گردان
شوان قصد عقب نشینی از منطقه جنگی
را داشتند در نبردی سخت و نابرابر
با نیروهای جمهوری اسلامی قلبش
آماج گلوله نیروهای جمهوری اسلامی
قرار گرفت و از طپش باز ایستاد.
یاد او را با ادامه راه پر
افتخارش گرامی می داریم.
|