گرامی باد
یاد کارگر کمونیست رفیق عطیه
شریفی
رفیق عطیه شریفی
در سال 1346 در روستای گزان علیا
از توابع شهر سنندج دیده به جهان
گشود. عطیه 2 ساله بود که پدرش را
از دست داد و همراه مادرش در خانه
یکی از خواهران خود به زندگی
ادامه داد.
دوران کودکیش را
با فقر و محرومیت سپری کرد و به
همین دلیل نتوانست به مدرسه برود.
رفیق عطیه با سپری شدن دوران
کودکیش برای تامین معیشت خود و
خانواده به کار خانگی پرداخت،
وقتی که دید کار خانگی نمیتواند
بهبودی در زندگی بوجود آورد به
کار قالی بافی روی آورد. عطیه با
گذشت زمان با زندگی خود و هم
سرنوشتانش بیشتر آشنا میشد و نفرت
و بیزاری خود را به شیوه های
مختلف علیه نابرابری های موجود
اعلام میکرد.
وجود رفقا حسین
پیر خضری و جمیل ذکریایی که آن
موقع در روستای گزان به معلمی
مشغول بودند و آمد و رفت رفیق
ایوب نبوی و دیگر رفقای کومه له و
تاثیرات مثبت فعالیت آگاهگرانه
این رفقا و دخالتشان در زندگی و
مبارزه مردم کارگر و زحمتکش ناحیه
سارال، رفیق عطیه شریفی را بیشتر
با جایگاه و شخصیت واقعی خود و با
نابرابریها و بی عدالتیهای موجود
در جامعه آشنا کرد. عطیه با درک
طبقاتی و شناخت واقعی از جامعه
این بار با اراده و آگاهی هرچه
بیشتر علیه نظام پهلوی به مبارزه
برخاست. رفیق عطیه شریفی بعنوان
یک معترض به نظام موجود پهلوی در
آن زمان تلاش میکرد که دانش سیاسی
خود را بالا ببرد و کارگران و
زحمتکشان را به منافع طبقاتیشان
آشنا کند. عطیه بعنوان زنی آگاه و
مبارز، اگاهانه صف خود را بطور
کامل از مرتجعین و ستمگران جدا
کرده بود و علیه آنان به مبارزه
پرداخت. در همین دوران بود که در
تمام مبارزات مردم زحمتکش ناحیه
سارال از توابع سنندج علیه مالکان
و مصادره زمینها شرکت نمود.
انقلاب سال 1357 و
خیزش میلیونی کارگران و زحمتکشان
ایران علیه رژیم شاه و سرنگونی
این رژیم برای رفیق عطیه و دیگر
همرزمانش درس و تجارب زیادی در بر
داشت.
رفیق عطیه هرچند
بدلیل وضعیت زندگی نتوانست در
شهرها حضور پیدا کند ولی به شیوه
های مختلف قیام مردمی را تقویت
میکرد و او با جدیت زیاد میکوشید
کارگران و زحمتکشان دور و برش را
در قیام مردمی شرکت دهد. در همین
دوران بود که کومه له را شناخت و
با سیاستهایش آشنا شد و بعنوان
فعال کومه له شروع به فعالیت
نمود. در مقطع جنگ 24 روزه سنندج
در منطقه میکوشید مواد خوراکی
برای مردم و پیشمرگان که در حال
مقاومت بودند جمع آوری و ارسال
کند.
رفیق عطیه به
مثابه مبلغی آگاه در بین کارگران
شناخته شده بود و با زبان ساده
مناسبات موجود را به نقد میکشید و
راه رهایی بشریت را تنها در
سوسیالیزم میدانست و برای این هدف
کارگران را دعوت به مبارزه جمعی
میکرد. یکی دیگر از عرصه های
مبارزه این رفیق جمع آوری
اطلاعات، شناسایی عوامل رژیم و
تهیه گزارش از موقعیت نیروهای
دشمن برای پیشمرگان کومه له بود .
در این دوران عوامل مزدور رژیم
چندین بار به عطیه هشدار دادند
ویک بار او را دستگیر نمودند که
با دخالت و اعتراض مردم وی را
آزاد کردند.
تهدیدهای مزدوران
نتوانست این رفیق را یک لحظه از
مبارزه باز دارد. بهار سال 1365
بود که دیگر نتوانست مبارزاتش را
به صورت سابق ادامه دهد و تصمیم
گرفت به تشکیلات علنی کومه له
بپیوندد. عطیه در خرداد ماه 1365
در آموزشگاه مرکزی کومه له با
جدیت و شور و شوق دوره آموزش
سیاسی و نظامی را با موفقیت به
پایان رسانید و در گردان شوان در
ناحیه سنندج سازماندهی شد.
رفیق عطیه در کار
نظامی نیز انسانی جسور و فداکار
بود و در دهها عملیات نیروهای
پیشمرگ کومه له بر علیه نیروهای
دشمن شرکت کرد. مردم منطقه بخصوص
کارگران و زحمتکشان و زنان هیچ
وقت عطیه را از یاد نخواهند برد و
از زندگی و مبارزه او در شرایط
اختناق و سرکوب رژیم، و از
دلسوزیها و فداکاریها او نسبت به
کارگران و زحمتکشان هزاران خاطره
و درس و تجربه را به یاد دارند.
در جریان یورش
وحشیانه رژیم در تاریخ 27 اسفند
ماه سال 1366 به منطقه حلبچه،
رفیق عطیه همراه واحدی از رفقای
گردان شوان که در حال عبور از این
منطقه بودند با مزدوران رژیم
اسلامی درگیر شدند و بدنبال چند
ساعت نبرد قهرمانانه با مزدوران
متاسفانه زخمی شد و به اسارت آنها
در آمد. آخرین عرصه فعالیت این
رفیق کمونیست زندان بود، در این
میدان هم قاطع و خستگی ناپذیر با
مزدوران رژیم دست و پنجه نرم کرد.
رفیق عطیه زیر سخت ترین شکنجه ها
قرار گرفت اما هیچ کدام از شکنجه
های مزدوران نتوانست وی را به
تسلیم وادارد.
سرانجام
جنایتکاران اسلامی، رفیق عطیه را
در شرایطی که حامله بود به جوخه
اعدام سپردند.
ياد و خاطره
رزمندگي و فداكاريهاي رفيق"عطیه
شریفی" براي هميشه زنده و جاوادن
خواهد بود.
|