غلام حق بیان

 
 

تاریخ جانباختن: شهریور 67

محل و نحوه جانباختن: زندان سنندج ـ تیرباران (پیشمرگ اسیر)

 

 


به ياد سيماي مقاوم زندانهاي رژيم اسلامي و رزمنده انقلابي و كمونيست رفيق"غلام حق بيان"

رفيق"غلام حق بيان" سال 1324 در يك خانواده زحمتكش در شهر سنندج ديده به جهان گشود. عليرغم فقر و محروميت خانواده، رفيق"غلام" تا سال سوم راهنمايي به تحصيل پرداخت و در زمان تعطيلات نيز به كارگري مي پرداخت. سپس به مدت چندين سال در ارتش رژيم شاه فعاليت نمود در اين دوره نيز به واسطه رفتار و برخورد متين با همسرنوشتانش و همچنين روحيه اعتراضي عليه تبعيض و نابرابري هاي موجود از احترام خاصي در ميان دوستان و آشنايانش برخوردار بود.

با اوج گيري مبارزات توده اي عليه رژيم شاه در سال 1357 رفيق"غلام" نيز صفوف ارتش را ترك و به سيل خروشان مبارزات توده هاي مردم تحت ستم ايران پيوست و در بسياري از ميتينگهاي اعتراضي و تظاهراتهاي توده اي در شهر سنندج حضوري فعال و پرشور داشت. هر چه زمان مي گذشت رفيق"غلام " بيشتر به سوي مبارزه سياسي روي مي آورد و پس از قيام و ايجاد فضاي مبارزاتي در شهرهاي كردستان وي نيز فعاليتهايش را با "جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب" پيوند داد و در بنكه هاي محلات "گله خان" و "بردشت" سنندج به عنوان مسئول آموزش نظامي فعاليت مي نمود. سال 1359 و در جريان يورش رژيم اسلامي به كردستان و مقاومت 24 روزه مردم شهر سنندج در مقابل نيروهاي رژيم رفيق "غلام" در چندين جبهه اين نبرد حضور داشت و پس از تصرف شهر به مدت چندين ماه به صفوف پيشمرگان كومه له پيوست و سپس عازم تهران گرديد و مدتي در اين شهر به فعاليتهاي سياسي و مبارزاتي خود ادامه داد. رفيق"غلام حق بيان" پائيز سال 1359 بار ديگر به صفوف پيشمرگان كومه له پيوست و در ناحيه سنندج سازماندهي گرديد و در چندين عمليات پيشمرگان كومه له عليه نيروهاي رژيم اسلامي حضوري رزمنده و فعال داشت. زمستان سال 1360 به ناحيه پيرانشهر اعزام و در فعاليتهاي نيروي پيشمرگ كومه له در اين منطقه نيز با جديت و پشتكاري مثال زدني امورات محوله سياسي و تشكيلاتي را به انجام رساند. رفيق"غلام" سال 1362 بار ديگر به ناحيه سنندج بازگشت و در گردان شوان از گردانهاي رزمي كومه له سازماندهي گرديد و در بسياري از فعاليتهاي اين گردان از جمله در عرصه نظامي و فعاليت تبليغي در مناطق"سارال" و "چم شار" نقش برجسته اي  ايفا نمود و طي سالهاي 62، 63 و 64 در دهها عمليات بزرگ و كوچك حضور داشت و در يكي از اين نبردها نيز به شدت مجروح گرديد.

متانت و صميميت در برخورد با توده هاي مردم كارگر و زحمتكش و همرزمانش، جديت و پشتكار و مسئوليت پذيري در پيشبرد امورات تشكيلاتي، فعاليت خستگي ناپذير در زمينه آگاهگري در ميان مردم محروم و ستمديده و همچنين جسارت و رزمندگي در عرصه فعاليت نظامي، رفيق"غلام حق بيان" را به سيمايي محبوب و دوست داشتني در ميان توده هاي وسيعي از مردم زحمتكش مناطق مختلف سنندج تبديل كرده بود.

سال 1366 رفيق"غلام" در گردان آريز به فعاليتهايش ادامه داد و در چندين عمليات نظامي پيشمرگان كومه له در مناطق ژاورود، كوماسي و كلاترزان شركت نمود و تابستان همين سال در جريان يك درگيري در منطقه"ژاورود" به شدت مجروح گرديد و به صورت مخفيانه براي معالجه به شهر سنندج انتقال يافت، اما مزدوران رژيم محل اختفاي وي را شناسايي و او را دستگير كردند، ولي عليرغم شدت جراحات رفيق"غلام" در مقابل شكنجه هاي جلادان رژيم دست به مقاومتي حماسي زد كه  خبر آن هم به صورت وسيعي در ميان مردم انتشار يافت و هم مايه دلگرمي همبندانش بود.

پائيز سال 1366 زماني كه مزدوران رژيم در حال انتقال رفيق"غلام" به بيمارستان بودند، وي با كارداني خاصي از دست آنان گريخت، اما پس از 15 روز بار ديگر وي را دستگير و تحت شكنجه هاي شديد قرار دادند. مقاومت حماسي رزمنده انقلابي و كمونيست رفيق "غلام حق بيان" در مقابل شكنجه هاي ضد انساني جلادان رژيم در زندان شهر سنندج در سال 1366 زبان زد خاص و عام شده بود و اين مبارز خستگي ناپذير از يك سو در مقابل جلادان مقاومت مي نمود و از سوي ديگر چندين حركت اعتراضي را نيز در درون زندان سازمان داد.

عزم و اراده كمونيستي و پايداري رفيق"غلام حق بيان" بر آرمانها و باورهاي كمونيستيش، چنان جلادان رژيم اسلامي را خار و زبون كرده بود كه سرانجام اين كمونيست خستگي ناپذير و رزمنده انقلابي را در شهريور ماه سال 1367 همراه با شمار ديگري از زندانيان سياسي اعدام كردند.

اگر چه با مرگ رفيق "غلام حق بيان" توده هاي مردم كارگر و زحمتكش از وجود ياوري صميمي و رهبري دلسوز و فداكار و كومه له و حزب كمونيست ايران نيز از وجود يك كمونيست انقلابي و پرشور محروم ماندند، اما ياد و خاطره مقاومت و فداكاري اين انسان شريف و كمونيست براي هميشه در دلهايمان زنده و جاوادن خواهد ماند، يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.

 

 


به ياد سيماي مقاوم زندانهاي رژيم اسلامي و رزمنده انقلابي و كمونيست رفيق"غلام حق بيان"

 رفيق"غلام حق بيان" سال 1335 در يك خانواده زحمتكش در شهر سنندج ديده به جهان گشود. عليرغم فقر و محروميت خانواده، رفيق"غلام" تا سال سوم راهنمايي به تحصيل پرداخت و همزمان در ماههای تابستان و در روزهای تعطیلی دیگر برای کمک به معیشت خانواده اش  به كارگري مي پرداخت. سپس به مدت چندين سال در ارتش رژيم شاه فعاليت نمود در اين دوره نيز به واسطه رفتار و برخورد متين با همسرنوشتانش و همچنين روحيه اعتراضي عليه تبعيض و نابرابري هاي موجود از احترام خاصي در ميان دوستان و همکارانش برخوردار بود.

با اوج گيري مبارزات توده اي عليه رژيم شاه در سال 1357 رفيق"غلام" نيز صفوف ارتش را ترك و به سيل خروشان مبارزات توده هاي مردم آزادیخواهی پیوست که بر علیه رژیم شاه به میدان آمده بودند و خواهان آزادی و زندگی بهتری بودند. رفیق غلام در بسياري از ميتينگهاي اعتراضي و تظاهراتهاي توده اي در شهر سنندج همواره در صف نخست قرارداشت. هر چه زمان مي گذشت رفيق"غلام " فعالیتهای سیاسی خود را بيشتر گسترش میداد و پس از قيام 22 بهمن 1357و ايجاد فضاي مبارزاتي جدیدی در شهرهاي كردستان وي نيز فعاليتهايش را با "جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب" پيوند داد و در بنكه هاي محلات "گله خان" و "بردشت" سنندج به عنوان مسئول آموزش نظامي فعاليت مي نمود. سال 1359 و در جريان يورش رژيم اسلامي به كردستان و مقاومت 24 روزه مردم شهر سنندج در مقابل نيروهاي رژيم رفيق "غلام" در چندين جبهه اين نبرد حضور داشت و پس از تصرف شهر به مدت چندين ماه به صفوف پيشمرگان كومه له پيوست و سپس عازم تهران گرديد و مدتي در اين شهر به فعاليتهاي سياسي و مبارزاتي خود ادامه داد. رفيق"غلام حق بيان" پائيز سال 1359 بار ديگر به صفوف پيشمرگان كومه له پيوست و در ناحيه سنندج سازماندهي گرديد و در چندين عمليات پيشمرگان كومه له عليه نيروهاي رژيم اسلامي حضوري رزمنده و فعال داشت. زمستان سال 1360 به ناحيه پيرانشهر اعزام و در فعاليتهاي نيروي پيشمرگ كومه له در اين منطقه نيز با جديت و پشتكاري مثال زدني امورات محوله سياسي و تشكيلاتي را به انجام رساند. رفيق"غلام" سال 1362 بار ديگر به ناحيه سنندج بازگشت و در گردان شوان از گردانهاي رزمي كومه له سازماندهي گرديد و در بسياري از فعاليتهاي اين گردان از جمله در عرصه نظامي و فعاليت تبليغي در مناطق"سارال" و "چم شار" نقش برجسته اي  ايفا نمود و طي سالهاي 62، 63 و 64 در دهها عمليات بزرگ و كوچك حضور داشت و در يكي از اين نبردها نيز به شدت مجروح گرديد.

متانت و صميميت در برخورد با توده هاي مردم كارگر و زحمتكش و همرزمانش، جديت و پشتكار و مسئوليت پذيري در پيشبرد امورات تشكيلاتي، فعاليت خستگي ناپذير در زمينه آگاهگري در ميان مردم محروم و ستمديده و همچنين جسارت و رزمندگي در عرصه فعاليت نظامي، رفيق"غلام حق بيان" را به سيمايي محبوب و دوست داشتني در ميان توده هاي وسيعي از مردم زحمتكش مناطق مختلف سنندج تبديل كرده بود.

سال 1366 رفيق"غلام" در گردان آريز به فعاليتهايش ادامه داد و در چندين عمليات نظامي پيشمرگان كومه له در مناطق ژاورود، كوماسي و كلاترزان شركت نمود و تابستان همين سال در جريان يك درگيري در منطقه"ژاورود" به شدت مجروح گرديد و به صورت مخفيانه براي معالجه به شهر سنندج انتقال يافت، اما مزدوران رژيم محل اختفاي وي را شناسايي و او را دستگير كردند، ولي عليرغم شدت جراحات رفيق"غلام" در مقابل شكنجه هاي جلادان رژيم دست به مقاومتي حماسي زد كه  خبر آن هم به صورت وسيعي در ميان مردم انتشار يافت و هم مايه دلگرمي همبندانش بود.

پائيز سال 1366 زماني كه مزدوران رژيم در حال انتقال رفيق"غلام" به بيمارستان بودند، وي با كارداني خاصي از دست آنان گريخت، اما پس از 15 روز بار ديگر وي را دستگير و تحت شكنجه هاي شديد قرار دادند. مقاومت حماسي رزمنده انقلابي و كمونيست رفيق "غلام حق بيان" در مقابل شكنجه هاي ضد انساني جلادان رژيم در زندان شهر سنندج در سال 1366 زبان زد خاص و عام شده بود و اين مبارز خستگي ناپذير از يك سو در مقابل جلادان مقاومت مي نمود و از سوي ديگر چندين حركت اعتراضي را نيز در درون زندان سازمان داد.

عزم و اراده كمونيستي و پايداري رفيق"غلام حق بيان" بر آرمانهایش ، چنان جلادان رژيم اسلامي را خوار و زبون كرده بود كه سرانجام اين كمونيست خستگي ناپذير و رزمنده انقلابي را در شهريور ماه سال 1367 همراه با شمار ديگري از زندانيان سياسي اعدام كردند.

اگر چه با مرگ رفيق "غلام حق بيان" توده هاي مردم كارگر و زحمتكش از وجود ياوري صميمي و رهبري دلسوز و فداكار و كومه له و حزب كمونيست ايران نيز از وجود يك كمونيست انقلابي و پرشور محروم ماندند، اما ياد و خاطره مقاومت و فداكاري اين انسان شريف و كمونيست براي هميشه در دلهايمان زنده و جاوادن خواهد ماند، يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.

 

 

به یادی هاوری غولامی حق بیان

 

سالی ١٣٦٦ مقاومه‌ت و استقامه‌تی دلێرانه‌ی هاورێ غلامی حق بیان له‌ نێو سیا چاله‌كانی رژیم له‌ شاری سنه‌ دا له‌ هه‌موو لایه‌ك ده‌نگی دابۆوه‌. ئه‌و كمونیسته‌ جه‌نگاوه‌ره‌ له‌ نێو زیندان بێجگه‌ له‌وه‌ی فشار و شكه‌نجه‌ی به‌ كرێگیراوانی رژیم نه‌یتوانییوو ته‌ئسیر له‌ سه‌ر وره‌ی شۆرشگێرانه‌ی دابنێ، خۆشیی ببو به‌ سازمانده‌ری چه‌ند حه‌ره‌كه‌تی ئێعترازی زیندانیه‌كان به‌رانبه‌ر به‌ وه‌زعی نێو زیندان، به‌م جۆره‌ تا دوا هه‌ناسه‌ی ژیانی نه‌فره‌ت و بێزاری قووڵی خۆی له‌م نیزامه‌ سه‌راپامه‌ینه‌ته‌ و له‌ حاكمانی رژیمی ئیسلامی، وه‌ بروای پته‌وو له‌ شكان نه‌هاتوی خۆی به‌ كمونیزم و رزگاری چینی كرێكار و هه‌موو بی به‌شان نیشان دا!

غلام حه‌ق بیان رۆله‌ی خانه‌واده‌یه‌كی ده‌سكورتی شاری سنه‌ بوو. سالی 1335  له‌ دایك بوو، فه‌قر و نه‌داری له‌ سنی ٦ سالیه‌وه‌ كێشایه‌ بازاری كار وه‌ك شاگرد گه‌ چكار ده‌ستی به‌ كار كرد. گه‌ر چی زۆر عه‌لاقه‌ی به‌ خوێندن و فیر بوون هه‌بوو به‌لام ته‌نیا توانی تا سومی راهنمایی ده‌رس بخۆینی و له‌م چه‌ند ساله‌ش دا كه‌ ده‌یخویند وه‌ختی ته‌عتیلات كاری ده‌كرد. پاشان له‌ ارتش استخدام بوو و تا چه‌ند سال له‌وێ بوو. ته‌نانه‌ت ئه‌و كات كه‌ ارتشی رژیمی په‌هله‌وی بۆ دیفاع له‌ حاكمیه‌تی هاو چینه‌‌كانی به‌ره‌و "زه فار" وه‌رێ كه‌وت ئه‌و حازر نه‌بوو و بچێ و له‌ سه‌ر كوتی شۆرشگێران دا به‌شداری بكا.

ره‌فتاری مه‌تین و دلسۆزانه‌ی غلام به‌رانبه‌ر به‌ هاوچاره‌نوس و ئاشناكانی و ئه‌م ده‌ره‌جه‌یه‌ له‌ اعترازیش كه‌ له‌ نێو ارتش دابووی له‌ نێو ئه‌و كه‌سانه‌ی ده‌یانناسی كرد بوی به‌ یاوه‌ر و ره‌فقییكی خۆشه‌ویست و احترامیان ده‌گرت.

سالی ٥٧ كه‌ گزنگی ئازادی و شۆرش و هه‌ستان له‌ دژی رژیمی شا ده‌رگای هیوا و هومێدی له‌نێو دڵی كۆمه‌ڵانی كرێكار و زه‌حمه‌تكیش كرده‌وه‌، هاورێ غلام سه‌فی ارتشی به‌ جێ هێشت و له‌ نێو شاری سنه‌ تیكه‌لاوی شه‌پۆی ئیعترازی خه‌لك بوو. ئیتر له‌وكاته‌وه‌ زیاتر و زیاتر خه‌ریكی فه‌عالییه‌تی سیاسی بووه‌ له‌ ته‌زاهوراته‌كان دا هه‌لسوراوانه‌ به‌ش داری كرد. سه‌ركه‌وتنی شۆرشی سالی ٥٧ بۆ ئه‌ویش وه‌ك هه‌ر ئینسانیكی زه‌حمه‌تكیش و ئازادیخواز ده‌رس و پشتگه‌رمی یه‌كی به‌ هێز بوو بۆ هاتنه‌ مه‌یدانێكی زیاتر. هه‌ر بۆیه‌ له‌ دریژه‌ی ئه‌م خه‌باته‌یدا له‌ گه‌ل جه‌معییه‌تی دیفاع له‌ ئازادی و ئینقلاب له‌ شاری سنه‌ له‌تێكۆشانی جمعییت دا به‌شداری كرد و له‌ بنكه‌كانی شاردا له‌بنكه‌كانی "گه‌له‌خان" و "به‌رده‌شت" دا مسئولی ئاموزشی نیزامی بوو.

سالی ٥٩ كاتیك رژیمی سه‌رمایه‌دارانی ئیسلامی هیرشی كرده‌ سه‌ر شاری سنه‌ و ٢٤ رۆژ له‌ گه‌ل مقاومه‌تیكی قاره‌مانانه‌ی خه‌لكی شار و هێزی پ.م به‌ره‌وروو بوو هاورێ غلامیش له‌ چه‌ندین جه‌بهه‌دا شه‌ری كرد. پاش داگیركرانی شار چه‌ند مانگ بوو به‌ پیشمه‌رگه‌ و پاشان چوو بۆ تاران و ماوه‌ی چه‌ند مانگ له‌وێ دریژه‌ی به‌ فه‌عالیه‌تی سیاسی دا. وه‌ له‌ پایزی ٥٩ دا هاته‌وه‌ نیو خه‌باتی پیشمه‌رگانه‌ و له‌ ناوچه‌ی سنه‌ سازمان درا. له‌م ده‌ورانه‌دا له‌ چه‌ندین عه‌مه‌لیات له‌ دژی هێزه‌كانی ج.ا و له‌ جه‌وله‌ ته‌بلیغی و سیاسیه‌كاندا شێلگیرانه‌ و به‌ جیدیه‌ته‌وه‌ به‌شداری كرد و زستانی سالی ٦٠ بۆ ماوه‌ی یه‌كسال بۆ مه‌ئموریه‌ت چو بۆ مه‌نته‌قه‌ی پیرانشار و له‌وێش ئه‌ركی خه‌باتكارانه‌ی به‌ باشی به‌ جێ گه‌یاند. سالی ٦٢ گه‌راوه‌ ناوچه‌ی سنه‌ و له‌ گوردانی شوان سازمان درا و له‌زۆربه‌ی فه‌عالیه‌ته‌كانی گوردانی شوان له‌ مه‌نته‌قه‌كانی سارال و چه‌م شار به‌شداری چالاكانه‌ی كرد.

پاییزی ٦٢ له‌ گه ل‌ واحیدێكی هاورێ یانمان بۆ ماوه‌ی ٥ مانگ له‌ ده‌وروبه‌ری شاری سنه‌ خه‌ریكی ئه‌نجامی مه‌ئموریه‌ت بوو، پاشانیش وه‌ك فه‌رمانده‌ی ده‌سته‌ له‌ ساڵه‌كانی 63 و64 نه‌خشی به‌رچاوی بوو له‌یه كیك له‌ دسه‌یت به‌ توندی بریندار بوو.

ره‌فتاری دڵسۆانه‌ و جیدیه‌ت له‌ ئه‌نجامی كاره‌كانیدا، به‌ ده‌ربه‌ستی و احساسی مسئولیت به‌رانبه‌ر به‌ ره‌فیقه‌كانی و پركاری و ماندوویی نه‌ناسی كرد بوی به‌ ره‌فیقیكی سه‌میمی و خۆشه‌ویست له‌ نێو هاوسه‌نگه‌رانی دا و متمانه‌یان پێ ده‌كرد. هه‌روه‌ها تێكه‌لاوی و رووخۆشی وته‌بلیغی به‌ حوسه‌له‌ی له‌ نێو خه‌می مه‌نته‌قه‌ی سنه‌ به‌ تایبه‌ت نێو شار و چه‌م شار و سارال و به‌شداری هه‌لسوراوانه‌ له‌ فه‌عالیه‌تی هاورێ یانمان له‌و شوێنانه‌، كرد بوی به‌روخسارێكی ناسراو ئازیزیان.

سالی ٦٦ له‌ریزی هاورێ یانی گوردانی ئارێز دا له‌مه‌نته‌قه‌كانی ژاوه‌رۆ، كه‌لاته‌رزان و كۆماسی ده‌ستی به‌ فه‌عالییه‌ت كرد. له‌ هاوینی ئه‌م ساڵه‌دا له‌ ده‌گه‌یریه‌ك له‌ مه‌نته‌قه‌ی ژاوه‌رۆ ده‌ستی به‌ توندی بریندار بوو كه‌ پاش ماوه‌یه‌ك بۆ موعالیجه‌ چو بۆ نیو شاری سنه‌.

پولیس به‌ شۆینی استراحته‌كه‌یان زانی و ده‌سگیریانی كرد گه‌رچی برینی ده‌ستی قورس بوو به‌لام له‌ به‌رانبه‌ر شكه‌نجه‌ و ئازاری نیو زیندان دا ده‌ستی دایه‌ ماقومه‌ت، وه‌ خه‌یالی به‌ كرێگیرواوانی بۆ تێك شكاندنی روحیه‌ی شۆرشگێرانه‌ی پووچه‌ڵ كرده‌وه‌. ئه‌م مقاومه‌ت و خۆراگریه‌ی هه‌م له‌ نێو شار ده‌نگی دابۆوه‌ و هه‌میش مایه‌ی دلگه‌رمی و هومێدی هاوسلوله‌كانی له‌ نێو زیندان بوو.

پایزی ٦٦ كاتێك به‌ كرێگیراوان به‌ره‌و بیمارستانیان ده‌برد به‌ڵی زانی و شه‌هامه‌ته‌وه‌ خۆی له‌ چه‌نگیان ده‌رباز كرد به‌لام پاش ١٥ رۆژ دیسانه‌وه‌ دوژمن به‌شوێنه‌كه‌ی زانی و ده‌سگیر كرایه‌وه‌. وسه‌ره‌ئه‌نجام كاتێك جه‌للادانی رژیمی حاكم به‌ هیچ شێوه‌یه‌ك نه‌یانتوانی سه‌ری ته‌سلیمی پی دانه‌وێنن و روخساری جه‌سورانه‌ی ببوه‌چقلی چاویان، له‌ شه‌هریوه‌ری مانگی ٦٧ دا به‌وپه‌ری زه‌بونیه‌وه‌ ئیعدامیان كرد.

گه‌ر چی هاورێ غلام حق بیان به‌ جێی هێشتووین و به‌له‌ ده‌س دانی ، كرێكاران و زه‌حمه‌تكێشانی شار و دێهاتی سنه‌ ره‌فیق و هاوده‌مێكی تێكوشه‌ریان له‌ده‌سدا و حیزبی ئێمه‌ش له‌ توانایی وجودی خه‌باتكارانه‌ی بێ به‌هره‌ مایه‌وه‌، به‌لام یادی چه‌ند سال خه‌بات و تێكۆشانی بێ وچانی، یادی انسان دۆستی و خۆراگریه‌ سه‌ربه‌رزانه‌كه‌ی وه‌ك ده‌رسیكی به‌نرخ و خۆشه‌ویست هه‌تا رۆژی وه‌دی هینانی ئاواته‌كانی غلام و هه‌موو گیانبه‌ختكردوانی ئه‌م ریبازه‌، هاوده‌م و یاریده‌ردرمانن و یادی ئازیزی بۆ هه‌میشه‌ له‌نێو دلی هه‌مو ئه‌و كه‌سانه‌ دا که‌ ده‌یانناسی زیندوو و ده‌مێنێته‌وه‌.

یادی به‌رز و رێگای به‌رده‌وام بێ!