|
گرامی باد یاد رفیق "سیف اله
شالچی" عضو شايسته حزب کمونیست
ایران
رفیق "سیف اله شالچی" معروف به
"بهروز" سال 1334 در يك خانواده
كارگري در شهر تهران متولد شد.
نیاز مادی و محرومیت خانوادها وي
را واداشت که در کنار تحصیل به
کارهای مختلفي نيز بپردازد. او از
جمله جوانانی بود که در جامعه و
کوچه پس کوچه های جنوب تهران معنا
و مفهوم زندگی در نظام طبقاتي را
دریافت. قبل از اتمام تحصیلات
متوسطه ترک تحصیل کرد و به کارگری
در شهرها و شرکتهای مختلف مشغول
گرديد. مدتی در شرکتهای ساختمانی
در اهواز و مدتی نیز در معدن مس
سرچشمه کرمان به كارگري اشتغال
داشت. قيام توده هاي مردم ستمديده
ايران عليه رژيم شاه در سال 1357
برگ تازه اي در زندگی رفیق بهروز
گشود.
وی که با تمام وجود، محرومیتها و
مصائب جامعه طبقاتي را تجربه کرده
و سالیان دراز با آن دست و پنجه
نرم کرده بود، انقلاب را نویدی
برای زندگی بهتر براي خود و
همسرنوشتانش میدید. در همين دوران
بود كه با مسائل سیاسی آشنايي
پيدا كرد و در این راستا با
سیاستها و اهداف انقلابی و
کمونیستی کومه له آشنا گرديد و با
کمیته تشکیلات کومه له در تهران
ارتباط برقرار نمود.
اواخر تابستان سال 1360 رفیق "سیف
الله شالچی" به صفوف پیشمرگان
کومه له پيوست و دوره آموزش سیاسی
– نظامی خود را با موفقیت به
اتمام رساند. تقبل وظائف دشوار
تشكيلاتي از جمله در زمينه هاي
تداركاتي، حمل و نقل و فعالیتهای
سنگین پشت جبهه ای از جمله خصائص
برجسته رفيق سيف الله بودند كه وي
را به چهره ای محبوب و قابل اتکا
در میان همرزمانش تبدیل نموده
بود.
رفیق سیف اله شالچی که معنای
واقعی انقلاب را در تغییر و تحول
زندگی توده های محروم و ستمدیده
میدید در کوتاه ترین زمان با آنها
پیوند برقرار می نمود. او در میان
زحمتکشان روستاهاي تابعه سنندج،
به چهره ای محبوب و قابل اعتماد
بدل گشته بود، با آنان از دردها و
رنجهايشان مي گفت و تلاش مي كرد
هر چه بيشتر آنان را با منافعشان
آشنا نمايد. رفیق سیف الله در
فاصله سالهای 1360 تا 1363 در
اکثر نبردهای پیشمرگان کومه له
با نیروهای رژیم اسلامی در جنوب
کردستان شر کت داشت و بخصوص در
نقل و انتقالات پشت جبهه ای نمونه
ای از فداکاری و پشتکار انقلابی
بود، از جمله این نبردها میتوان
از نبرد حماسی "که نولان" در
اوایل سال 63 نام برد که در آن
رفیق سیف اله شالچی با نهایت
فداکاری و جسارت شرکت داشت. به
دليل آگاهي سياسي و جديت و پشتكار
در پيشبرد امورات تشكيلاتي و
همچنين باور عميق به آرمانهاي
كمونيستي رفيق بهروز تابستان سال
1363 به عضویت حزب کمونیست ایران
پذیرفته شد. در پائیز سال 1364
برای مدتی در گردان کاک فواد، از
گردانهای رزمی و عملیاتی نیروی
پیشمرگ کومه له در ناحیه مریوان
سازماندهي گرديد و در نبردهای این
گردان با نيروهاي رژيم نقش فعال و
چشمگيري از خود نشان داد. رفيق
بهروز سپس در يكي از مقرات مرزي
کومله سازماندهي گرديد و ضمن
فعاليت در کتابخانه مرکزی کومه له
مسئوليت برخي ارتباطات با
سازمانهاي سياسي را به عهده گرفت.
رفیق بهروز در کنار وظایف سیاسی و
تشکیلاتی خود به هنر و خصوصا شعر
علاقه زیادی نشان میداد. برگزاری
شب شعر در مقرات پیشمرگان و
خواندن اشعار اجتماعی – سیاسی و
انقلابی از جمله علائق و
فعالیتهای رفیق بهروز بودند. در
نهايت تاسف رفیق "سیف اله شالچی"
معروف به بهروز روز 14 اردیبهشت
ماه سال 1367 در حادثه ای ناگوار
جانباخت. ياد و خاطره اين رزمنده
انقلابي و كمونيست براي هميشه در
دلهايمان زنده خواهد ماند.
شعر
زیر
يكي از سروده هاي رفیق "سیف الله
شالچي" مي باشد كه در آن زمان به
يكي از خواهرانش كه در زندانهاي
رژيم اسلامي به سر مي برد، تقديم
شده بود.
"من
زنده ام"
من زنده ام
و همه روزه با صدای بلند
سوار بر اسب سرخم
در دشتهای پر خاطره
که از میان تاکستانها و کوههای
بلند
می گذرد
سرود میخوانم _
سرود " به سوی سوسیالیسم " ، "
فواد ، فرزند
آتش و خون "
من زنده ام
در زمستانهای پر برف وحشی
در بهار و یاس های سفید و چشمان
زیبای تو
من
در آفتاب سوزان تابستان
و در میان تمشکهای وحشی کنار
جویبارها
در پاییز که تاکستانها قرمز
میشوند و دشتها
غمگین
سوار بر اسب سرخم
در دشتهای پر خاطره
که از میان تاکستانها و کوههای
استوار
کشیده میشود
با صدای بلند آواز میخوانم
آواز " با من بیا ترا به دنیای
عاری از ستم
خواهم برد "
من زنده ام
در جسارتها و پیروزی رفقاي پیشمرگ
من زنده ام
در اعتصابات کارگران، در خواستها
و در
پیروزیهایشان
من زنده ام
در زبونی دشمنان و امید به
شکستهایشان
و این امید را
همه روزه با اسب سرخم
در دشتهای پر خاطره که از میان
تاکستانها
و کوههای سر بفلک کشیده میگذرد
سبکبال به این سو و آن سو میبرم
من پیام آور انقلاب آینده ام
16 تير ماه سال 1366
|